ویرگول
ورودثبت نام
سید مهدار بنی هاشمی
سید مهدار بنی هاشمینویسنده ی رمان یک عاشقانه سریع و آتشین- و رمان پدر عشق بسوزد - شاعر مجموعه: قشنگترین منحنی سرخ دنیا
سید مهدار بنی هاشمی
سید مهدار بنی هاشمی
خواندن ۴ دقیقه·۶ ماه پیش

معرفی سریال "بازی ماهی مرکب" یا همان "اسکوئید گیم"

اولش فکر میکردم معنای اسکوئید گیم میشود بازی مرکب. ولی بعد که کمی سرچ کردم دیدم معنای اسکوئید می شود ماهی مرکب که چیزی شبیه به هشت پا است ولی بزرگ تر است و ده تا یا بیشتر پا دارد. این سریال هایی که خیلی مد می شوند را سریع دانلود میکنم تا ببینم چه هستند. این سریال هم اولش که آمد خیلی سر و صدا کرد و کمی که جویای احوالش شدم دیدم خلاقیت درش موج می زند پس شروع کردم به دیدنش. داستان سریال از چه قرار است؟

داستان ازین قرار است که نماینده ی بازی می آید و از کسانی که می خواهند خودکشی کنند یا نا امیدی از سر و رویشان میبارد دعوت میکند به شرکت در بازی ای در یک جزیره دور افتاده. وارد بازی که میشوی بهت لباس می دهند و قوانین بازی شرح داده میشود. تیم بازیگردان هم لباس های یک دست و خاص دارند. بازی ها هم بازی هایی هست که وقتی سریال را می دیدم با خودم میگفتم ااا اینکه همان بازی های خودمان است. یک قل دو قل. هفت سنگ. قایم باشک و غیره. گفتم این کره ای ها پس بازی های مشترک با ما هم دارند.

این عروسکه که خیلی نامرده ..
این عروسکه که خیلی نامرده ..

بازی ها بازی های دوران کودکی شرکت کنندگان است. آهنگ پس زمینه. آهنگ دوران کودکی افراد است. مثلا فکر کنید آهنگ یک توپ دارم قل قلیه در بازی پخش میشود. ولی بازی ها بر سر جان است. فکر کنید یک قل دو قل را انجام دهید و نتوانید درست انجام بدهید و بزنند بکشنتان. سطح خشونت سریال بالاست. ولی خب خلاقیت می بارد ازش و خب با توجه به فیلم های حال حاضر ، مثل جان ویک یا کمی قدیمی تر مثل بیل را بکش نیست. اما خب مثل آب خوردن بازیکنان کشته می شوند و حذف میشوند از بازی.

گوی پول مورد نظر. که تا همین سیزن سوم حواسم نبود که شکل خوکه
گوی پول مورد نظر. که تا همین سیزن سوم حواسم نبود که شکل خوکه

گویی شیشه ای در وسط سالن وجود دارد که سر خوکی شکل دارد و هر کس که بمیرد و حذف شود از بازی به ازای خون بهایش پول به آن گوی اضافه میشود. همه قرار است بمیرند طی این بازی ها، تا آخر کار یک نفر برنده ی تمام پول ها شود. طمع و حرص موج میزند در بازی. در پایان هر مرحله هم نظر سنجی میشود که بازی را ادامه دهیم یا تمامش کنیم و پول موجود در گوی را به تعداد افراد باقی مانده تقسیم کنیم؟ اما طمع مگر می گذارد. هیجان فیلم بالاست و افراد خیلی توی دو راهی می مانند در بازی. بکشم یا کشته شوم؟ چطور جان خودم را نجات بدهم؟ خودم مهم ترم یا رفیقم؟ ازین دو راهی ها زیاد اتفاق می افتد در جریان سریال.

این بازی را برای تماشا کردن چند سرمایه دار جهان که با توجه به لهجه ی بریتیششان، انگلیسی هستند، ترتیب داده اند. سیزن اول سریال فوق العاده بود. ولی فصل های بعدی به خوبی فصل اول نبودند و خب فضا که کاسب کارانه میشود محصول ضعیف تر میشود. خیلی فیلم ها و سریال ها هستند که هی ادامه اش داده اند و مسخره شده. این سریال هم عاقبتی شبیه به همان فیلم ها و سریال ها که بیخود کش داده شدند خواهد داشت.

تیم vip پشت صحنه ی بازی ها ..
تیم vip پشت صحنه ی بازی ها ..

داستان این بازی مرا یاد فیلم گلادیاتور هم انداخت که در زمان های گذشته برده ها را می آورده اند و می انداخته اند جلوی شیر یا آن ها را مقابل هم قرار می داده اند تا هم را بکشند و حاکمان کیف کنند. حالا این فیلم سبکی جدید ازین بازی های کثیف برای دلخوشی ثروتمندان بود. آن ثروتمندان هم ماسک هایی با شکلک های حیوانی به صورت دارند ...

نمره ی من به سریال 8.8 از 10

نمره ی IMDB به سریال 8 از 10

پی نوشت 1: اگر روحیه ی لطیفی دارید این سریال را نبینید.

پی نوشت 2: سریال صحنه ای هم ندارد. دوبله اش را ببینید شاید بهتر باشد. خیلی زبانشان روی مخ است.

پی نوشت 3: آدم وقتی سریال را میبیند با خودش میگوید اگر من توی این بازی بودم چکار میکردم؟ خیلی شرایط سخت است و وحشتناک.

پی نوشت 4: سریال از نظر من در پایان فصل 3 با یک پایان باز تمام شد.

پی نوشت 5: حالا تا اینجا خوندید یک صلوات هم برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان علیه السلام هم بفرستید. برای رفتگان هم یک حمد و سوره بخونید بی زحمت.

پی نوشت 6: بعضیا کرم دارن. هر چقدر هم باهشون خوب باشی. مدلشان کرمو هست. کاریش نمیشود کرد ..

پی نوشت 7: این زوجای ویرگولی هم دارن هر روز زیادتر میشن. خدا قوت !

پی نوشت 8: راستی فردا. جمعه 27 تیر 1404 ، پس از مدت ها درس خوندن قراره بعضیا کنکور بدن و آزاد بشن از قفس کنکور ! انشاالله موفق و پیروز باشن. این پست رو نمیدونم کی منتشر میکنم. ولی خب من برای همتون آرزوی موفقیت میکنم

پی نوشت 9: امروز اسنپ گرفتم. یک لیفان شاسی بلند سفرم رو قبول کرد. منو میگی در چشانم آخ جون غریبی شکل گرفت. گفتم خب ما که پول نداریم ازین ماشینا بخریم. حالا یک ماشین خوب با راننده داره میاد دنبالمون. خداروشکر :)

پی نوشت 10: اگر دوست داشتید به نوشته های اخیرم هم یه نگاهی بندازید :

خوان هشتم ..

بالاخره شعله را دیدم ...

نامه ای به ماه آسمان دلم ...

وقتی شب روز میشود و شبروز فامیلی میشود ..

راننده ی مهربان و پسرکِ طلبکارِ پر رو .. (اسنپ نوشت)

به خاطر 3 هزار تومن صرفه جویی،30 هزار تومن ضرر کردم ...

وقتی عاشق یک پرستوی اسرائیلی شدم .. (چالش هفته)

 

سریالدوران کودکیمعرفی سریالسریال بازی مرکب
۵۰
۶۳
سید مهدار بنی هاشمی
سید مهدار بنی هاشمی
نویسنده ی رمان یک عاشقانه سریع و آتشین- و رمان پدر عشق بسوزد - شاعر مجموعه: قشنگترین منحنی سرخ دنیا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید