ئاریان·۴ ماه پیشقلبم اکنون، علیه من استاگر پیشتر فلسفه را جدیتر گرفته بودم و ساعتهای بیشتری را در پناه کتابها سپری میکردم، شاید اکنون تلاشهایم برای فراموش کردنت ثمری میدا…
ئاریان·۸ ماه پیشموهبت مرگهیچ چیزمثل فکر تومرا تا لبه نیستی نمیبرد.تنها تو بودیکه مرگ راشبیه مرهم کردیبر زخمِهمیشه بازِ نَبودنت.تنها اندیشیدن به مرگادامه زندگی بی ت…
ئاریان·۱ سال پیشآیا در من نور، بر تاریکی پیروز شده؟چند روز پیش حین معاشرت با دوست عزیزی صحبت از غم شد.گویا او اخیرا با درد و رنج های زیادی روزگارش را سپری می کرد و از نوشته هایم اینگونه میپن…
ئاریان·۱ سال پیشغرور برابر است با رنجبیشتر اوقات زندگی ام را غمگین و تنها سپری کرده ام. در میان افراد دیگر بسیار شادم و در اکثر اوقات بساط بذله گویی را همچون استند آپ کمدینی غی…
ئاریان·۱ سال پیشآغوش، بغلچه چیزی باعث شده نوشته ام درباره آغوش باشد؟شاید اینبار از میخواهم از چیزی بنویسم که به شدت به آن احتیاج دارم و به همان اندازه بی بهره ام از…
ئاریان·۱ سال پیشروزمرگیفقط سعی کردم بنویسم و زیاد به غلط و درست بودنش فکر نکردم. روز دوم چالش write your days و ممنونم از poceansblue