
آرمین منتظری در پادکست پریسکوپ، به بررسی دقیق ریشهها، نحوه عملکرد و پیامدهای اقتصادی و امنیتی فعالسازی یا تمدید "اسنپبک (Snapback Mechanism)" (بازگشت خودکار تحریمها) برای ایران پرداخته است. این تحلیل، تصویر جامعی از چالشهای پیش روی ایران در صورت تحقق هر یک از این سناریوها ارائه میدهد.
ایجاد اسنپبک یا مکانیسم ماشه به این پرسش برمیگشت که اگر یکی از طرفین برجام به تعهدات خود عمل نکند، طرف مقابل چه باید بکند؟
برای ایران، بازگشت به وضعیت پیش از برجام (مانند تزریق گاز به سانتریفیوژها یا افزایش غنیسازی) از نظر فنی بسیار آسان و در کوتاهمدت قابل انجام بود اما برای طرف غربی (آمریکا و اروپا) اقدام متقابل پیچیدهتر و طولانیتر بود. زیرا برجام با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل تایید شد و تمامی قطعنامههای تحریمی قبلی علیه ایران (حدود ۵-۶ قطعنامه) را لغو کرد. پس اگر غرب میخواست در برابر عهدشکنی احتمالی ایران این قطعنامهها را بازگرداند، نیاز به طی فرآیندهای بوروکراتیک طولانی در سازمان ملل داشت.
به همین دلیل برای ایجاد تعادل، پیشنهاد شد که غرب نیز مکانیسم "اسنپبک" را داشته باشد. این پیشنهاد که گفته میشود از سوی روسیه مطرح شده بود، به این معناست که اگر ایران به تعهدات خود عمل نکند، طرف مقابل میتواند با تشکیل جلسه شورای امنیت و درخواست فعالسازی مکانیسم ماشه، ظرف حداکثر ۳۰ روز، قطعنامهای را صادر کند که به صورت خودکار تمامی تحریمهای قبلی را بازگرداند. ویژگی مهم این قطعنامه این است که هیچ کشوری، حتی روسیه و چین، حق وتو در آن را ندارد. بنابراین، اروپاییها و آمریکاییها میتوانند در صورت نیاز، اسنپبک را فعال کنند.
فعال شدن اسنپبک، عواقب بسیار جدی برای ایران خواهد داشت:
این قطعنامه ایران را به وضعیت "تهدید علیه صلح و امنیت بینالمللی" بازمیگرداند. زمانی که کشوری ذیل فصل هفتم قرار میگیرد، شورای امنیت میتواند از همه اعضا بخواهد تا "با استفاده از هر ابزاری" برای خنثی کردن این تهدید اقدام کنند. این بدان معناست که اقدامات نظامی علیه ایران مشروعیت بینالمللی پیدا میکند و حمله به ایران را آسانتر و تسهیل میسازد. به تعبیری، وضعیت به "اوپن سیزن" (فصل باز) تبدیل میشود، جایی که دنیا و به خصوص قدرتهای بزرگ دیگر میتوانند هر کاری بخواهند با آن کشور بکنند.
بازگشت تحریمها، شاهرگهای اصلی اقتصاد ایران را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد:
-|- در زمینه صادرات نفت
تحریم بانک مرکزی، قطع ارتباط با بانکهای جهانی و تحریم بیمه کشتیها بازخواهد گشت؛ کشتیهای بدون بیمه نمیتوانند از بندر خارج شوند و حتی "ناوگان سایه" ایران نیز به دلیل تهدید بودن کشور، در هر کجای دنیا (آبهای آزاد یا بنادر) توسط هر کشوری توقیف محموله خواهند شد.
خرید نفت از ایران دیگر صرفا تخطی از تحریمهای آمریکا نخواهد بود، بلکه "تخطی از قوانین بینالمللی" سازمان ملل محسوب میشود. این امر باعث ریزش خریداران نفت ایران، حتی کشورهایی مانند چین که خود عضو دائم شورای امنیت هستند، خواهد شد.
-|- در زمینه صادرات غیرنفتی و اقتصاد داخلی
مبادی ورود مواد خام برای تولید داخلی به شدت کاهش مییابد. کاهش تولید منجر به کاهش صادرات غیرنفتی و درآمد ارزی کمتر میشود. کاهش تولید به معنای تعدیل نیرو و افزایش نرخ بیکاری نیز هست. کمبود کالا در داخل، تورم را افزایش میدهد. همچنین کاهش ورود ارز به کشور، به "کاهش بسیار زیاد ارزش ریال ایران در مقابل دلار" منجر خواهد شد.
سوال: اگر اسنپبک فعال نشود و برای ۶ ماه تمدید گردد، آیا باید امیدوار بود؟
پاسخ این است که "خیر، نمیتوان خیلی امیدوار بود". زیرا اروپاییها (آمریکا قادر به فعالسازی اسنپبک نیست زیرا از برجام خارج شده است) برای تمدید ۶ ماهه، شرطهایی (که در واقع دستور هستند) تعیین کردهاند که پذیرش آنها برای ایران "بسیار دشوار" است:
-|- ایران باید "در اسرع وقت" به مذاکرات هستهای با آمریکا بازگردد. این به معنای مذاکره برای توافق و پذیرش خواستهها، نه صرفاً بحث و جدل است.
-|- ایران باید تکلیف اورانیوم ۶۰ درصدی خود را مشخص کند.
-|- ایران باید "به سرعت" به سایتهای مورد نظر بازرسان آژانس (حتی سایتهای بمباران شده) دسترسی کامل دهد و اختلافات خود را با آژانس حل کند.
تمدید به معنای رفع خطر نیست، بلکه فقط "شمشیر اسنپبک را از ۲۰ سانتیمتری سر ایران به ۱ متر دورتر میبرد". ایران باید در ازای این تمدید، هر سه شرط را انجام دهد و پذیرش ضمنی این شروط، از فردای روز تمدید فشارها را برای عملیاتی شدن آنها افزایش خواهد داد. اگر ایران این شروط را در ۶ ماه انجام ندهد، "کار به جاهای باریک خواهد رسید".

وضعیت کنونی ایران با سال ۱۳۹۲ (زمان تصمیمگیری برای برجام) قابل مقایسه نیست و به مراتب بدتر است:
-|- کاهش مشارکت عمومی در انتخابات و بحرانها و اعتراضات اجتماعی گسترده (از سال ۹۶ به بعد، از جمله اعتراضات بنزینی و ۱۴۰۱) نشاندهنده نارضایتی عمیق در جامعه است.
-|- بحرانهای اقتصادی شدیدتر: تورم بسیار بالا، کاهش ارزش پول ملی، بحرانهای بیبرقی، بیآبی و ناترازیهای بانکی و انرژی.
-|- تضعیف بازوهای منطقهای ایران: سوریه، حزبالله، حماس و گروههای عراقی، دیگر مانند گذشته قدرتمند نیستند.
-|- عدم اجماع داخلی: ایران نیاز به "تصمیمات سخت و بزرگ" دارد، اما در حال حاضر اجماعی در ساختار قدرت برای این تصمیمات (که باب میل محافظهکاران تندرو نخواهد بود) دیده نمیشود.
اظهارات مبهم مقامات مانند آقای لاریجانی (دبیر شورای عالی امنیت ملی) و آقای عراقچی، نشاندهنده نبود یک تصمیم مشخص یا تلاش برای ایجاد فضای ابهام و خرید زمان برای ایران است. ایران به زمان نیاز دارد تا آسیبهای امنیتی و اطلاعاتی خود را ترمیم کند با این حال، این زمان نامحدود نیست و نه اروپاییها و نه آمریکاییها آن را نمیپذیرند. اگر ایران در این ۶ ماه بتواند مشکل داخلی خود را حل کند و از موانع داخلی عبور کرده و به آن "تصمیم خیلی بزرگ" دست یابد، این زمان میتواند مفید باشد و به سمت "حل مرحله به مرحله و تدریجی" مسئله حرکت کند. در غیر این صورت، تمدید نیز فقط بلاتکلیفی و ریسک اقتصادی را ادامه خواهد داد.
آیا چین میتواند جایگزین آمریکا شود؟
سنگاپور آفریقا و درسهای آن برای ایران
فرار از آینده پرتنش؛ راهکارهای نجات ایران
از رابطه با غرب به رشد و توسعه میرسیم یا از گرایش به شرق؟
دکتر پویا ناظران: دستورالعمل تضمینی برای نابودی ایران عزیزمان
آیا ایران امکان «چین اسلامی» شدن را دارد؟
آیا جایگاه آمریکا در جهان رو به افول است؟
یک پیشنهاد برای حل مساله فلسطین