سارا محمودزاده·۵ روز پیشآدم امن زندگیآدم امن زندگی آهنگ : مرو با دیگری ،رحیم یگانهبا من خیال کن...تیکتاک ساعت به صدا درمیآید...تمام بندبند وجودم غم رو احساس میکنه...احتمالاً…
سارا محمودزاده·۱۹ روز پیشبراش خوشحالم اما دلم براش تنگ شدهخیلی درد داشت. قبلش داشتم میخندیدم و وارد اتاقش شدم که زنگی بزنم. با اتاق تقریباً خالیش مواجه شدم.روتختی سادهای روی تختش بود. هیچ لباسی پ…
سارا محمودزاده·۱ ماه پیشروایتی کوتاه از دختری در اتوبوساون روز انقدر کلافه کار بودم که دوست داشتم فقط برسم خونه... میخواستم هدفون رو بذارم توی گوشم و محو شم توی دنیای ذهنی خودم.وارد ایستگاه اتو…
سارا محمودزاده·۵ ماه پیشاینجا نوشتم ، چون کلی ایده تو سرم بود.مدتها بود که دوست داشتم وارد فضای ویرگول بشم. ویرگول هم مثل خیلی از فضاهای دیگه، پیدا کردن محتوای بکر و اونهایی که دقیقاً باب سلیقه آدم ب…