یوسف·۱ ماه پیشلبخندِ ستارهی شبِ برفیاینو الان دارم میگم، الانی که از این بالا بهش نگاه میکنم و گیجم، حتی هنوزم گیجم بعد از این همه وقت.
یوسف·۳ ماه پیشبی صدایِ بودنآخ بالکن تو چی میدونی از دردِ من؟از غم های فیالبداهه خوشم میاد، شب هایی که صدای جرقه های شومینه سوارِ صدای بارون میشن. همیشه هوای دلم جنگ…
یوسف·۴ ماه پیشپروازِ دونههای شن، با بال های پروانهافتادی، دست هات شد پرواز، کسی برای گرفتنت نبود،انتهاش پیدا نشد. پرواز کردی، آسمون دلتو نگرفت، واروونه شدی، اقیانوس قشنگ تر بود.
یوسف·۱ سال پیشکمرنگِ فراموش نشدنیآرامشو بین اون برگای پاییزی که زیر پاهام باهاش لگد میشد جا گذاشتم، جا گذاشتم و هیچوقت دیگه نتونستم پیداش کنم.