Nznin jafarkhah بیگانه با هیاهوی جهان پستهای Nznin jafarkhah در انتشارات نامـهای به تو که نمیخوانی سایر پستها در ویرگول Nznin jafarkhah در نامـهای به تو که نمیخوانی ۱۱ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه نباید میترسیدم! دوقلو بودیم و همسن و سال، اما من باید «بزرگتر بودن» را تمرین میکردم.... Nznin jafarkhah در نامـهای به تو که نمیخوانی ۱ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه بعدِ یه مدت... کیکش رو خودت میپزی، شمعش رو خودت میخری، رقصش رو خودت میکنی... Nznin jafarkhah در نامـهای به تو که نمیخوانی ۱ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه من هم «آدمبزرگ» شدم! وزنم را میانداختم روی پنجه، سینهام را صاف میکردم و زل میزدم به سای... Nznin jafarkhah در نامـهای به تو که نمیخوانی ۱ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه امّا، دروغ چرا؟ به روی خودت نیاوردی چه شده، اما دروغ چرا؟ دیدم پنهانی آستینِ ژاکت را...
Nznin jafarkhah در نامـهای به تو که نمیخوانی ۱۱ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه نباید میترسیدم! دوقلو بودیم و همسن و سال، اما من باید «بزرگتر بودن» را تمرین میکردم....
Nznin jafarkhah در نامـهای به تو که نمیخوانی ۱ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه بعدِ یه مدت... کیکش رو خودت میپزی، شمعش رو خودت میخری، رقصش رو خودت میکنی...
Nznin jafarkhah در نامـهای به تو که نمیخوانی ۱ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه من هم «آدمبزرگ» شدم! وزنم را میانداختم روی پنجه، سینهام را صاف میکردم و زل میزدم به سای...
Nznin jafarkhah در نامـهای به تو که نمیخوانی ۱ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه امّا، دروغ چرا؟ به روی خودت نیاوردی چه شده، اما دروغ چرا؟ دیدم پنهانی آستینِ ژاکت را...