هستیا خسته بود، ولی قول رسیدن داده بود... او با یک قلم آمد و با همان هم میرود :)) intj پستهای هستیا در انتشارات یاز سایر پستها در ویرگول هستیا در یاز ۷ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه دلنوشته ای برای هیچ. در این سکوت بیپایان، تنهایی را مینوشم...در فریاد خاموش کوهها، در خم... هستیا در یاز ۸ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه خانه خونین من!🇮🇷 برای کدام دردت بگریم وطنم؟
هستیا در یاز ۷ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه دلنوشته ای برای هیچ. در این سکوت بیپایان، تنهایی را مینوشم...در فریاد خاموش کوهها، در خم...