.ABAN.·۱۸ ساعت پیش.تَوَهُم او.قرار ما شده بود روز شنبه ، اول هفته ، وسط میدون ، کنار مجسمه ی کثیفِ سالِ حیوان .ساعت کوک کرده رو خاموش کردم و از جام پاشدم ، طبق معمول دو…
خرس آبی·۱ ماه پیشاین روزها و قصه آدم هاما حتی بدبخت ترین مردم زمین هم نیستیم که حداقل جام سیاه بخت ترین مردم این کره خاکی در رقابت " چه کسی از همه بدبخت تر است؟ " گرفته، به همه م…
نگین احمدی·۷ ماه پیشبه نام زندگیزندگی یه جوریه که هرچی جلوتر میری، بیشتر میفهمی چقدر غیرقابلپیشبینیه.یه روز فکر میکنی یه آدم، یه حس، یه مسیر همیشه باهاته…ولی یه روز دی…
شایان رضانژاددرنوشته شایان رضانژاد·۱ سال پیشزن و مارزنی به عنوان حیوان خونگی یه مار داشت و خیلی اون مارو دوست داشت که هفت فوت طولش بود یه دفعه ای اون مار دیگه چیزی نخورد زن هفته ها تلاش کرد ک…
آ ت ن ا·۱ سال پیشآدم ها.عاشق آدم ها شده بود، مثل کلافی که به یک گونه ی خاص گره خورده باشد، گره خورده بود به بشریت. به این گونه ی عجیبِ گاه دوست داشتنی. افتاد دنبال…
آ ت ن ا·۱ سال پیشدنیا رنگین کمون داره ولی رنگین کمون نیست.یه وقتایی حس میکنم خنجری که از طرف آدما به طرفم پرتاب شده فقط یه خراش کوچیک روی قلبم ایجاد کرده که اصلا ارزش ناراحت شدن نداره.اما منم باید…
آ ت ن ا·۱ سال پیشکوچاز بین تمام روز هایی که خورشید در سیاهی فرو رفت و ماه در روشنی روز پدیدار شد از بین تمام لحظاتی که گذشت و من زنده ماندم به امید تو و به امی…