علی پورزارع «هیچ»·۷ روز پیشسلوک«سلوک»شبی در بهار،در دل کوههای بلند و سرسبز البرز،در میان خنکای سحرآمیز بهاری،هوا آکنده بود از بوی شکوفههای وحشی،آلوچه، ولیک، گلابی.مردی…
ریرآ 🌱·۱۳ روز پیششفق!شادابم گمان کنم شفق از کوچه ی ما رد شده ای زخم هایم همه در بهبودی چه کنم یارم، بر روی تنم رد شده ای!اشک های دیده از بیخبریست او چه میداند…
علی پورزارع «هیچ»·۱ ماه پیششوریدگی«شوریدگی»در این شام تار،در پشت پنجره نور،که باد از میان شاخههای بید میگذردو آه تو را به ارمغان میآورد، از دور،لبخندی بر لبانم نقش بسته؛ا…
علی پورزارع «هیچ»·۱ ماه پیشنارنج«نارنج»نارنج،همراه کودکی من،شاهد درد و رنج،اشک و لبخند من،احوالت چگونه است امروز؟آیا مرا یادت هست هنوز؟درد و رنجم را چه؟اندک لبخندم را چه؟ه…
علی پورزارع «هیچ»·۱ ماه پیشزوال«زوال»این تن خسته و بیجان را،این دل گمشده در خزان را،این روح آزرده از زخم زبان را،این چشم از خواب گریزان را،لنگلنگان،کشانکشان،میبرمتا…
علی پورزارع «هیچ»·۱ ماه پیششکوفههای خیال«شکوفههای خیال»آوای جغدی،در هم شکستسکوت شب را.غم،غریبهای آشنا،در کوچههای بیانتهاپرسه میزند،همراه من.شناور در غمی غریب،عمیق و تاریک،پر…
حسین آرزو·۶ ماه پیششعر کوتاه و متراکم حسین آرزواین شعر کوتاه و متراکم حسین آرزو در چند سطر اندک مسئلهای بنیادین را پیش میکشد: رابطهٔ فرد و سرنوشت فردی با چرخش جهان و تداوم زیست جمعی پس…
Mahsa·۸ ماه پیشتوان.دلِ ویرانشدهام، برایت پناهی ندارد این تن خسته و بیجان، تابِ زخمی تازه ندارد. نگاهم کن، رد چنگها هنوز باقیست التیامِ زخمهای کهنه،