ویرگول
ورودثبت نام
بداهه آمیز
بداهه آمیز
بداهه آمیز
بداهه آمیز
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ روز پیش

جشواره‌ی درخت بید.

برای بهتر فهمیدن این متن،خواهشا مجموعه (از خاکستر تا دریای بداهه)را در صفحه‌ی بداهه آمیز مطالعه نمایید.

نوشتن را ادامه می‌دهم.با هر خط،برگه را شوکه می‌کنم.هر صفحه را می‌نویسم،به مجسمه‌ی نوشته‌ام نزدیک تر می‌شوم.یعنی دارم درست قدم بر می‌دارم؟

واقعا برایم غیر قابل باور بود.با وجود سختی ها،بالاخره ثبات را از نزدیک می‌بینم.دیگر وقت آن بود که مرحله‌ی آخر را رد کنم.وقت تلف کردن معنا نداشت.می تونستم به خودم افتخار کنم.

البته که نمی‌شود از سختی ها راحت گذشت.تکه‌هایی از وجودم جدا شده بود.خلاء را همیشه حس می‌کردم.حتی گاهی یأس را در نگاه دیگران نسبت به خودم می دیدم.

حاصل زحمات بود.تلاش ها، بی وقفه بود.از تصمیم درست رد می‌شدم هر چند که مسیر هموار نبود.به خودم زحمت ندادم و فقط از این مسیر رد شدم.

دیگر چیزی مثل قبل نیست.منی که ساده و بی باک بودم به آدم سرسخت تبدیل شدم.با این وجود از ضعیف کشی فرار کردم.قناعت را قطب نما کردم.مهم تر از آن،غرورم را اعتماد به نفس کردم.

البته آنقدر هم راحت نبود.هر چی جلو تد می‌رفتیم،وضعیت بدتر می‌شد.با گذر زمان هم حل نمی‌شد.از آن زمان تصمیم گرفتم به خودم اکتفا کنم.معجزه برای قصه هاست.من فقط خودم را نیاز داشتم.

زندگی من هم مثل افتتاح درختان بید شده است.با اینکه همه زمینه خالی را می‌نگرند اما در کسری از ثانیه همه چیز عوض می‌شود.در زمان کوتاهی،عظمت درخت من بی همتا می شود.

من فقط شبیه درخت بید هستم‌.به موقع آن، جشنواره جذاب تر هم خواهد شد.

نوشتنداستاندلنوشتهدل نوشتهمتن
۷
۰
بداهه آمیز
بداهه آمیز
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید