سياه مشق و دلنوشته هاي .... ويرگولي ... عليرضا اكبري·۶ سال پیشخواب دیدن مادر یا رویای دیدارآمدی در خواب من مادر.چه کاری داشتی.ای عجب از این طرف ها هم گذاری داشتی.راه را گم کرده بودی ؟ نیمه شب شاید عزیز!یا که شاید با دل تنگم قراری…
سياه مشق و دلنوشته هاي .... ويرگولي ... عليرضا اكبري·۶ سال پیششهر رويايي-----یک شهر رویایی مهیا کن از امروز دروازه اش را رو به من وا کن از امروز بار سفر بردار تا با هم بکوچیم یک جفت کفش آهنی پ…
سياه مشق و دلنوشته هاي .... ويرگولي ... عليرضا اكبري·۶ سال پیشاز ملك ملكوت ملاحت بي ملال....از ملك ملكوت تا ......از ملک ملکوت ملاحت بی ملال، آوای تراویدن ترنم ترانه های ازلی چونان غزلی به گوش نیوش میرسد،نوای رهای آشنای فرشتگان برف…
سياه مشق و دلنوشته هاي .... ويرگولي ... عليرضا اكبري·۶ سال پیش...... روياي كبود ......روياي كبود............دیگر گره خورده وجودم با وجودش محکم شده با ریشه هایم تار و پودشروی تمام فرش های دست بافم جا مانده رد پای رویای کبودشسل…
سياه مشق و دلنوشته هاي .... ويرگولي ... عليرضا اكبري·۶ سال پیشجوهر پاك كن كجائي ؟؟؟اشتباه بدون جبرانآدمـــــــــها مــي آيـــنــد گــــاهي در زنـــدگــي ات مــي مـــانــنـد گــــاهي در خــاطــــره ات آنهـــا كـــه در زنــد…
سياه مشق و دلنوشته هاي .... ويرگولي ... عليرضا اكبري·۶ سال پیشچشم ... خشكيده و تردوباره سايه تو بر سر منحال امشبم حال خوبی نیست،گیج و مبهوتم از حکایت دنیا..خسته ام،دلم گرفته چقدر،غصه دارم به قدر یک دریا..کاش ،شانه ی خدا…
سياه مشق و دلنوشته هاي .... ويرگولي ... عليرضا اكبري·۶ سال پیشگرد ...آبه....دردنامرادي فصل زمستان و ديماه تكرار شدنيگردابه هاي اين درد كهنهداستاني بي انتهاستدر خاكسپاري افق شايدمجمر نامرادي من در اين فصل سردبه انتظار ت…
سياه مشق و دلنوشته هاي .... ويرگولي ... عليرضا اكبري·۶ سال پیششمارش جوجه هاي انتهاي خيابان آذريلداي 98بوی یلدا را میشنوی؟انتهای خیابان آذر ...باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان ...قراری طولانی به بلندای یک شب....شب عشق بازی برگ و برف…
سياه مشق و دلنوشته هاي .... ويرگولي ... عليرضا اكبري·۶ سال پیشتو سبز ماندي و من برگ برگ خشكيدمداخ سينه من را درخت كاج نداشتباد پاییزی ز هر سو شد وزانخاطرم شد پر ز پاییز و خزانخاطرات مبهم و تیره ز دورکم کم آمد چیده شد تا گشت جوریادم آ…