فاطمه·۹ روز پیشانجا که تویی یا اینجا که منم؟این روزها خود را رها کردم. از خود منی ازاد ساختم. تو را کشتم، دردش را هم کشیدم، دورهی نقاهتم را هم گذراندم. حالا بعد از ان روزهای کُشنده،…
فاطمه·۹ روز پیشروزی فکر را متوقف خواهم کرد.روزی فکر کردن را متوقف خواهم کرد. به قدمهایم فرمان خواهم داد. چرخدندههای ذهنم را برمیدارم و به نقطهای دور پرتاب میکنم. این چرخهی باطلِ…
فاطمه·۹ روز پیشهرگز برنمیگردم.روزی با شادی از این خانه خواهم رفت. هرگز برنمیگردم. این را یقین دارم. هیچچیز نخواهم برد، کودکیام را همینجا دفن خواهم کرد و جوانیام را زن…
فاطمه·۹ روز پیشروزی تو را خواهم کُشت!شاید روزی تو را بکشم. نه امروز و فردا. نه با گلوله و تیزی. روزی در همین جایی که حالا سطل سطل برایت اشک میریزم، مینشیم و به اندازهی تمام اش…