ftmh_boldaji·۴ سال پیشدیوار مهربانیدیوار برای من تنها یک کلمه ی ساده نیست. تنها اسم یک برنامه، مانند دیگر برنامه ها نیست. وقتی می گویم دیوار، لحظاتی به خاطرم می افتد که در مس…
ftmh_boldaji·۴ سال پیشغروبی متفاوت?به نام خالق قلمچه کسی گفته است غروب دلگیر است؟ به راستی که غروب زیباترین اتفاق روز است.خلوتی دو نفره! با کسی که دوستش داری، با کسی که دوستت…
ftmh_boldaji·۴ سال پیشنیش مار صفت هادنیا عجب دنیایی شده است...حس میکنم این دنیا با آن دنیایی که در بچگی آرزوی هر چه زودتر فهمیدنش را داشتهام فرق میکند...در بچگی دنیای آینده و…
ftmh_boldaji·۴ سال پیشسایه تاریک?تاریک و ساکت...ذات سیاه...نیازمند به نوراز خودش بدش می آمد. از اینکه نیازمند کسی باشد متنفر بود. دوست داشت این نور باشد که نیازمند او و ذات…
ftmh_boldaji·۴ سال پیشخاطرات?چه حس غریبی دارم...حس دوگانگی...چیزی بین خواستن و نخواستن...نیمی از وجودم شنیدن را فریاد میزند نیم دیگرم کر شدن را خواستار است...مغزم بین د…
ftmh_boldaji·۴ سال پیشرویای شیرین❤دستم را که دیگر خسته شده است از زیر سرم بر می دارم و سرم را به پنجره تکیه می دهم... چشم هایم هنوز امید دارند....بار دیگر نگاهم را در جای جا…