توت فرنگی خسته·۲ روز پیشپشت لنز دوربیناین مسیر سنگی و خیس انگار یه جاده به سمت خاطرات غبار آلودمه.اون روز سال دهم هنرستان بودم. بارون کل غبار شهر رو شسته بود و هوا بوی زندگی مید…
توت فرنگی خسته·۴ روز پیشبزرگترین ترسمصبح زود بود، شاید فقط سه ساعت از خوابم گذشته بود که با صدای آهنگ بیدار شدم. هرچقدر داد زدم که صدا رو کم کنن کسی گوش نداد. صدای بابا میاومد…