گمنام·۹ روز پیشتروماانگار دو روح در جسم منند، جسمم دو روح داردیکی خودش را عذاب میدهد دیگری اطرافیان را، یکی از سایه ها آنقدر بی رحم است که خودم از آن میترسم و…
گمنام·۱۳ روز پیش«بدون عنوان»..................خسته از جهان، انسان ها به خواب پناه میبرم . شاید آنجا ارامش را پیدا کنمولی خب چند شبی است که خواب را گم کردم اممن ساعت ها…
گمنام·۱۷ روز پیشناشناخته «۲»دوباره برگشتم ولی اینبار از آلمان میآیم اینبار کتاب دیگر را از قفسه ها بیرون میکشم رویش غبار نشسته با دست تمیزش میکنم.و به جلدش خیره میشوم…
گمنام·۱۸ روز پیشناشناختهشاید دوست داشته باشد درباره شغل نویسندگی براتون شرح بدمیک نویسنده باید هم روانی باشه ، هم عاشق باشه، وهم افسرده ، هم خوشحال...تا بتونه شخصی…
گمنام·۱ ماه پیشبازیچهتابحال بازیچه دست کسی بودی .؟کسی با احساسات بازی کرده؟کسی قلبت رو شکنده ؟باهات بازی شدهمن قراربود بازی کنممن پیشنهاد نکردم ،و از کسی درخواس…
گمنام·۱ ماه پیشباغباننعمت ،درست همان چیزی است که خداوند به ما بخشیدهاما بعضی از نعمت ها نامرئی خوانده میشنودیا بلا، مصیبت دیده میشنود.معمولا چیزی های زیبا پر طر…
گمنام·۱ ماه پیش؟......شروع دوباره و بروزرسانی زندگیدر حال بروز شدن زندگی.بعضی از وقت ها؛ناخودآگاه احساس ناخوشایندی بهم دست میده.درست وقتی دارم از همه چیز ل…
گمنام·۱ ماه پیشاواخر زندگیهمیشه از ریاضی متنفربودمتنها درسی ،که هیچ وقت علاقه به آن نشان نمیدادم ریاضی بود.محبوب نبود.و همیشه ترس دانش آموزان بودمخصوصاً معادله هااثب…
گمنام·۱ ماه پیش...تصور کن یک فرد اون بیرون که ارزو داره جای تو باشه ولی تو از اینکه تو این موقعیتی ناراحتی جملات من قرار نیست انگیزشی باشه ولی فرض کن یک ناشن…
گمنام·۱ ماه پیشاملا شبامروز خسته امد کیف لباسشو میونه خونه ول کرد با قیافه شیرنی نگاهم کرد ذوق در چشمانش میدرخشیدبا صدای ظریفش صدایم کرد اما توجه نکردم گفتم کار…