گمنام·۱۴ روز پیشبازیچهتابحال بازیچه دست کسی بودی .؟کسی با احساسات بازی کرده؟کسی قلبت رو شکنده ؟باهات بازی شدهمن قراربود بازی کنممن پیشنهاد نکردم ،و از کسی درخواس…
گمنام·۱۴ روز پیشباغباننعمت ،درست همان چیزی است که خداوند به ما بخشیدهاما بعضی از نعمت ها نامرئی خوانده میشنودیا بلا، مصیبت دیده میشنود.معمولا چیزی های زیبا پر طر…
گمنام·۱۷ روز پیش؟......شروع دوباره و بروزرسانی زندگیدر حال بروز شدن زندگی.بعضی از وقت ها؛ناخودآگاه احساس ناخوشایندی بهم دست میده.درست وقتی دارم از همه چیز ل…
گمنام·۱۷ روز پیشاواخر زندگیهمیشه از ریاضی متنفربودمتنها درسی ،که هیچ وقت علاقه به آن نشان نمیدادم ریاضی بود.محبوب نبود.و همیشه ترس دانش آموزان بودمخصوصاً معادله هااثب…
گمنام·۱۸ روز پیش...تصور کن یک فرد اون بیرون که ارزو داره جای تو باشه ولی تو از اینکه تو این موقعیتی ناراحتی جملات من قرار نیست انگیزشی باشه ولی فرض کن یک ناشن…
گمنام·۲۰ روز پیشاملا شبامروز خسته امد کیف لباسشو میونه خونه ول کرد با قیافه شیرنی نگاهم کرد ذوق در چشمانش میدرخشیدبا صدای ظریفش صدایم کرد اما توجه نکردم گفتم کار…
گمنام·۳ ماه پیشدرد ...از او نپرسید چه شده چون توان حرف زدن را ندارد، گلویش میسوزد.بر اثر سرماست شاید پس از نور و گرما، انتظار آن سردی را نداشت آفتابش دیگر نمیت…
گمنام·۳ ماه پیش... افسوسآن اسکناس های سبز رنگ، برق میزدند. بوی دستگاه چاپ میدادند ارزش آنها بالا بود. دیگران آروزی داشتن آنها داشتند ولیافسوس که او علاقه به اسکنا…
گمنام·۳ ماه پیششاید ...در تاریکی نوری میآمد انگار که قطاری از تونل تاریک رد میشود تبسمی رو لب هایش بود همیشه همین گونه بود بلند شد چند قدم برداشت ناگهان ایستادا…
گمنام·۳ ماه پیشقضاوت.........شاید آمدی که معنی این کلمه را بخوانی یا آمدهای که داستانی را بخوانیتو همیشه برای خواندن به اینجا میآیییا فقط هر موقع نامید میشوییا نا…