ویرگول
ورودثبت نام
طاها قاسمی
طاها قاسمیخلاصه بگم،
طاها قاسمی
طاها قاسمی
خواندن ۱۸ دقیقه·۵ ماه پیش

ترجمه فارسی فصل اول کتاب Cold Start Problem

همونطوری که توی پست قبلی، مقدمه رو داشتیم و شما میتونین در این مقاله «کتاب Cold start problem» مشاهده کنین، فصل دوم رو هم قرار میدم، راستی لینک دانلود زبان اصلی رو هم میتونین از همون مقاله اول دریافت کنین، دیگه زیاده گویی نمیکنم و بریم برای کتاب...


«کتاب Cold start problem»

«فصل اول کتاب Cold Start Problem»

«فصل دوم کتاب Cold Start Problem»

«فصل سوم کتاب Cold Start Problem»

«فصل چهارم کتاب Cold Start Problem»

«فصل پنجم کتاب Cold Start Problem»


بخش اول، اثر شبکه ای PART I / NETWORK / EFFECTS

«اثر شبکه» اصلاً چیست؟

در کاربرد کلاسیک خود، «اثر شبکه» آنچه را توصیف می‌کند که وقتی افراد بیشتری از یک محصول استفاده می‌کنند، آن محصول باارزش‌تر می‌شود. این یک تعریف ساده است که در فصول بعدی آن را عمیق‌تر خواهم کرد، اما نقطه شروع خوبی است. برای اوبر (Uber)، هرچه کاربران بیشتری به اپلیکیشن می‌پیوستند، احتمال بیشتری داشت که مسافران بتوانند به سرعت کسی را برای رساندنشان از نقطه A به B پیدا کنند. این همچنین به این معنی بود که رانندگان راحت‌تر می‌توانستند زمان خود را با سفرهای بیشتری پر کنند و درآمدشان را افزایش دهند. در حالی که اپلیکیشن‌های موبایل مانند اوبر می‌توانند اثرات شبکه ایجاد کنند، مثال کلاسیک این نیروها خیلی زودتر پدیدار شد. در واقع، آموزنده است که از محصولی به عنوان مثال استفاده کنیم که برای اولین بار بیش از صد سال پیش معرفی شد و ما هنوز هم روزانه از آن استفاده می‌کنیم: «تلفن».

در سال ۱۹۰۸، برای تقریباً ۹۰ میلیون نفر در ایالات متحده، کمتر از ۵ میلیون تلفن وجود داشت. بیشتر این تلفن‌ها توسط شرکت «آمریکن تلفون اند تلگراف» اداره می‌شد. این فناوری هنوز جدید بود و تنها چند دهه از عمرش می‌گذشت، اما این شرکت پس از تأسیس توسط الکساندر گراهام بل، که اولین تلفن کاربردی را اختراع و ثبت اختراع کرد، به سرعت در حال رشد بود. امروز، البته، ما شرکت «آمریکن تلفون اند تلگراف» را با نام مدرن آن، AT&T، می‌شناسیم.

رئیس شرکت در آن زمان تئودور ویل بود که در گزارش‌های سالانه خود مشاهدات بسیار منسجم، بینش‌مندانه و فلسفی درباره کسب‌وکار خود می‌نوشت. برای گزارش سالانه AT&T در سال ۱۹۰۰، ویل به مفهوم اصلی «اثر شبکه» اشاره می‌کند، اما بدون نام معاصر آن:

یک تلفن بدون اتصال در سر دیگر خط، حتی یک اسباب‌بازی یا یک ابزار علمی هم نیست. این یکی از بی‌استفاده‌ترین چیزهای دنیاست. ارزش آن به اتصال به تلفن دیگر بستگی دارد و با افزایش تعداد اتصالات، افزایش می‌یابد.

تئودور ویل

در نهایت، مشاهده ویل درباره قدرت شبکه می‌تواند به همان اندازه برای یک شبکه تلفنی، یا یک شبکه اجتماعی، یا حتی پلتفرم چتی که در محل کار استفاده می‌کنید، قابل اطلاق باشد. به طور شهودی، منطقی است—اگر دوستان، خانواده، همکاران یا افراد مشهوری که می‌شناسید از همان اپلیکیشن‌هایی که شما استفاده می‌کنید، استفاده نکنند، آن شبکه بسیار کمتر مفید است—یا شاید کاملاً بی‌فایده. چه یک اپلیکیشن اشتراک‌گذاری عکس باشد که می‌خواهید عکس‌های آن‌ها را ببینید، یا یک سرویس اشتراک‌گذاری فایل که برای دسترسی به جدیدترین اسناد همکارانتان از آن استفاده می‌کنید، شما می‌خواهید افراد درست در شبکه با شما باشند. این یک ایده ساده است، با پیامدهای عمیق برای هر چیزی از طراحی محصول گرفته تا بازاریابی و استراتژی کسب‌وکار.

نکته‌ای ظریف، اما حیاتی، در بیانیه ویل این است که یک دوگانگی اساسی در کار است—اول یک محصول فیزیکی، یعنی تلفن—و سپس یک مورد دوم، شبکه‌ای از افراد و سیم‌کشی فیزیکی که برای اتصال تلفن‌ها به یکدیگر کار می‌کنند. من اغلب به این دو به صورت متقابل، یا با هم، در قالب «محصول شبکه‌ای» اشاره می‌کنم—اما این تمایز مهم است. یک اثر شبکه موفق هم به محصول و هم به شبکه آن نیاز دارد، و این در عصر شرکت «آمریکن تلفون اند تلگراف» و امروز نیز صادق بود. برای اوبر، «محصول» همان اپلیکیشنی است که مردم روی گوشی‌های خود اجرا می‌کنند و «شبکه» به تمام کاربران فعالی اشاره دارد که در هر زمان مشخص برای رانندگی یا سوار شدن با اوبر ارتباط برقرار می‌کنند. (در این مورد، هیچ سیم‌کشی فیزیکی وجود ندارد!)

در همتایان معاصر، محصول معمولاً از نرم‌افزار ساخته می‌شود در حالی که شبکه معمولاً از افراد تشکیل شده است. هر دوی این ایده‌ها، دوگانگی محصول و شبکه، و مزایای مثبت یک شبکه بزرگ‌تر، در نهایت راه خود را به عصر کامپیوترها و نرم‌افزار باز کردند.

چندین دهه پس از اظهارنظر ویل درباره اثر شبکه، نوآوری از تلفن‌ها به نرم‌افزار تغییر یافت. در این دهه، نرم‌افزار در حال بلعیدن دنیاست و تأثیر آن بر اساس میلیاردها نفر اندازه‌گیری می‌شود. شبکه اجتماعی در جهان بیش از ۲ میلیارد کاربر فعال روزانه دارد. مصرف‌کنندگان روزانه بیش از یک میلیارد دقیقه ویدیوی آپلود شده توسط میلیون‌ها تولیدکننده محتوا، کسب‌وکارها و رسانه‌ها را تماشا می‌کنند. نیروی کار حرفه‌ای ما، چه در آسمان‌خراش‌های درخشان مرکز شهر یا در کافی‌شاپ‌های پر سر و صدا، نرم‌افزارها را برای همکاری و اشتراک‌گذاری اسناد و فایل‌ها اجرا می‌کنند، که همگی بر روی یک صنعت ابری چندصد میلیارد دلاری ساخته شده‌اند. بزرگ‌ترین زنجیره هتل در جهان که سالانه بیش از ۱۰۰ میلیون اقامت را تسهیل می‌کند و میلیاردها دلار رزرو سالانه تولید می‌کند، اصلاً هیچ هتلی ندارد. در عوض، آن‌ها یک شبکه گسترده از افرادی را ساخته‌اند که خانه‌های خود را لیست می‌کنند و مسافرانی را جذب می‌کنند که به دنبال مکانی برای اقامت هستند. تمام این‌ها توسط اپلیکیشن‌هایی پشتیبانی می‌شود که توسط توسعه‌دهندگانی ساخته شده‌اند که میلیون‌ها اپلیکیشن را بر روی ۲ میلیارد گوشی هوشمند در سراسر جهان منتشر کرده‌اند، که توسط افرادی که در روستاهای دورافتاده یا مراکز شهری جهان زندگی می‌کنند، استفاده می‌شود.

این شرکت‌ها جزو قدرتمندترین شرکت‌های فناوری در جهان هستند، و نیروی بازار قدرتمند صنعت فناوری آن‌ها را متحد می‌کند: اثر شبکه. اثرات شبکه به شکل‌های مختلف در بسیاری از پرکاربردترین و موفق‌ترین محصولات فناوری در اطراف ما تعبیه شده است. محصولاتی مانند eBay، OpenTable، Uber و Airbnb نمونه‌هایی از شبکه‌های بازار هستند که خریداران و فروشندگان را در بر می‌گیرند. Dropbox، Slack و Google suite برای همکاری و افزایش پروداکتیویتی در محیط کار هستند. اینستاگرام، ردیت، تیک‌تاک، یوتیوب و توییتر شبکه‌هایی از تولیدکنندگان محتوا و مصرف‌کنندگان (و تبلیغ‌کنندگان!) هستند. اکوسیستم‌های توسعه‌دهنده مانند اندروید و iOS این امکان را برای مصرف‌کنندگان فراهم می‌کنند که اپلیکیشن‌ها را کشف کرده و برای آن‌ها پول بپردازند، و همچنین برای توسعه‌دهندگانی که آن‌ها را می‌سازند.

در واقع، کافی است نگاهی به شرکت‌هایی بیندازید که وارد «باشگاه کاربران میلیاردی» شده‌اند. اپل ۱.۶ میلیارد دستگاه iOS دارد، در حالی که گوگل ۳ میلیارد دارد. فیس‌بوک ۲.۸۵ میلیارد کاربر در سراسر شبکه‌های اجتماعی و اپلیکیشن‌های پیام‌رسان خود دارد. مایکروسافت بیش از ۱.۵ میلیارد دستگاه با سیستم عامل ویندوز و ۱ میلیارد دیگر با آفیس دارد. در اکوسیستم فناوری چین، شرکت‌های پشت WeChat، TikTok و Alipay همگی از اکوسیستم‌هایی با یک میلیارد کاربر برخوردار هستند. این‌ها تعداد بسیار کمی از محصولات فناوری هستند که به مقیاس باورنکردنی دست یافته‌اند و شاید جای تعجب نباشد که تقریباً همه آن‌ها از «اثر شبکه» بهره می‌برند.

این‌ها همگی محصولات بسیار متنوعی با ارزش‌های پیشنهادی، مشتریان هدف و مدل‌های تجاری مختلف هستند، با این حال همگی یک DNA مشترک دارند، آن‌ها دارای اثرات شبکه هستند، به طوری که محصولاتشان با استفاده افراد بیشتر، مفیدتر می‌شوند. همانطور که تلگراف‌ها و تلفن‌ها در نهایت میلیاردها نفر را در سراسر جهان به هم متصل کردند، این محصولات نیز برای خرید و فروش، همکاری، برقراری ارتباط و غیره این کار را می‌کنند.

هنگامی که نرم‌افزار به این شکل افراد را به هم متصل می‌کند، «اثر شبکه» را می‌توان با تقسیم این اصطلاح به اجزای سازنده‌اش تعریف کرد، «شبکه» و «اثر».

«شبکه» توسط افرادی تعریف می‌شود که از محصول برای تعامل با یکدیگر استفاده می‌کنند. برای شبکه تلفنی AT&T، به معنای واقعی کلمه از سیم‌کشی تشکیل شده بود که بین خانه‌ها کشیده شده بود. در عصر دیجیتال، برای یوتیوب، شبکه توسط نرم‌افزار تعریف می‌شود. این شبکه، محتوای آپلود شده توسط تولیدکنندگان و بینندگانی است که آن‌ها را تماشا می‌کنند و پلتفرم نرم‌افزاری در میانه قرار می‌گیرد و با برچسب‌ها، توصیه‌ها و فیدها ویدیوها را سازماندهی و توصیه می‌کند، به طوری که ویدیوهای مناسب به مصرف‌کنندگان مناسب نشان داده می‌شوند. ما عاشق استفاده از شبکه‌ها هستیم زمانی که افراد مناسب در آن‌ها حضور دارند، چه به معنای فروشندگان بازار آنلاینی که لیست خود را قرار می‌دهند. محصولات و خدمات مناسب، توسعه‌دهندگان اپلیکیشن که بازی‌های مورد علاقه ما را می‌سازند، یا سلبریتی‌ها، نویسندگان و دوستان مورد علاقه ما. به نوبه خود، آن‌ها در شبکه شرکت می‌کنند زیرا ما و میلیون‌ها مصرف‌کننده دیگر در آن‌ها حضور داریم. این یک چرخه است، زیرا آن‌ها نیز در نهایت به مخاطب و پایگاه مشتری نیاز دارند. این شبکه‌ها به صورت غیرمنتظره‌ای عمل می‌کنند، زیرا افراد را به هم وصل می‌کنند اما مالک دارایی‌های اصلی نیستند.

Airbnb مالک اتاق‌هایش نیست و میزبانان آزادند که موجودی خود را در شبکه‌های دیگر لیست کنند، ارزش در اتصال مهمانان به میزبانانشان است. اپل مالک توسعه‌دهندگانی که اپلیکیشن‌ها را در فروشگاه خود منتشر می‌کنند نیست. یوتیوب مالک تولیدکنندگان محتوا و ویدیوهایش نیست. اگرچه این شبکه‌ها مالک منابع اصلی خود نیستند، این ارتباط است که اهمیت دارد. کل اکوسیستم به کار خود ادامه می‌دهد زیرا ارزش در گرد هم آوردن همه است. این همان جادو است.

بخش «اثر» از اثر شبکه توضیح می‌دهد که چگونه با شروع استفاده افراد بیشتر از یک محصول، ارزش آن افزایش می‌یابد. گاهی اوقات این افزایش ارزش به صورت تعامل بالاتر یا رشد سریع‌تر نمود پیدا می‌کند. اما راه دیگری برای فکر کردن به آن به عنوان یک تضاد وجود دارد. در ابتدا، یوتیوب هیچ ویدیویی نداشت و نه بینندگان و نه تولیدکنندگان محتوا آن را ارزشمند نمی‌دیدند. اما امروز، یوتیوب نزدیک به ۲ میلیارد کاربر فعال دارد که روزانه یک میلیارد دقیقه ویدیو تماشا می‌کنند، و این به نوبه خود تعامل بین تولیدکنندگان و بینندگان، و بینندگان با یکدیگر و غیره را ایجاد می‌کند. مردم در شبکه می‌مانند و بیشتر از آن استفاده می‌کنند، زیرا افراد دیگر نیز بیشتر از آن استفاده می‌کنند.

با توجه به این تعاریف، چگونه می‌توانید تشخیص دهید که یک محصول دارای اثر شبکه است و اگر بله، چقدر قوی است؟ سؤالات ساده‌ای باید پرسیده شود: اول، آیا محصول یک شبکه دارد؟ آیا افراد را برای تجارت، همکاری، ارتباط یا چیز دیگری در هسته تجربه به یکدیگر وصل می‌کند؟

دوم، آیا توانایی جذب کاربران جدید، یا حفظ آن‌ها، یا کسب درآمد، با بزرگ‌تر شدن شبکه قوی‌تر می‌شود؟ آیا کاربر با «مسئله شروع سرد» مواجه می‌شود که در آن میزان ماندگاری کاربر پایین است زیرا کاربر دیگری وجود ندارد؟ توجه داشته باشید که پاسخ به این سؤالات دوگانه نیست—عموماً نه بله یا نه هست، بلکه به صورت طیفی از خاکستری است. و این همان چیزی است که مطالعه اثرات شبکه را بسیار جذاب می‌کند. این‌ها نیروهای مهمی هستند. اثرات شبکه کلید موفقیت برخی از بزرگ‌ترین شرکت‌های فناوری روی کره زمین هستند، که به نوبه خود به باارزش‌ترین و مهم‌ترین شرکت‌ها تبدیل می‌شوند. ممکن است شما این لیست شرکت‌های فناوری با «میلیارد کاربر» را ببینید و آن‌ها را الهام‌بخش بدانید. شاید شما یک کارآفرین هستید که می‌خواهید استارتاپ بزرگ بعدی را بسازید، که توسط اثرات شبکه پیش می‌رود و محافظت می‌شود. یا شاید شما بخشی از اکوسیستم یکی از این غول‌ها هستید و نیاز دارید که انگیزه‌ها و استراتژی آن‌ها را بهتر درک کنید. یا شاید شما بخشی از یک شرکت بزرگ‌تر و جاافتاده هستید که به دنبال رقابت در بخشی است که توسط اثرات شبکه تعریف شده است. انگیزه شما هرچه که باشد، درک دینامیک‌های زیربنایی این محصولات، نحوه راه‌اندازی، رشد، مقیاس پذیری و رقابت آن‌ها بسیار حیاتی است. برای شرکت‌هایی که برای درک این دینامیک‌های قدرتمند تلاش نمی‌کنند، داستان‌های هشداردهنده فراوان است. در ادامه کتاب توضیح خواهم داد که چگونه اینستاگرام از یک نسل کامل از استارتاپ‌های عکاسی که قبل از آن بودند، پیشی گرفت. یا اینکه چگونه نرم‌افزارهای سازمانی که به طور تاریخی یک دسته‌بندی مبتنی بر فروش و روابط بودند توسط محصولات جدیدی که از اثرات شبکه برای ترویج پذیرش در محیط کار استفاده می‌کنند، بازآفرینی شده‌اند، چه در مورد WebEx در برابر Zoom یا Google Suite در برابر Office. همانطور که صنعت فناوری رشد می‌کند، قدرت اثرات شبکه نیز با آن افزایش می‌یابد.

راه‌اندازی محصولات جدید فناوری امروز به طرز باورنکردنی چالش‌برانگیز است.

همزمان با اینکه این غول‌های فناوری از اثر شبکه برای پیش‌بردن خود به سوی اوج استفاده کرده‌اند، زمان خوبی برای راه‌اندازی یک محصول جدید نیست. اکوسیستم فناوری به شدت نسبت به محصولات جدید خصمانه است—رقابت شدید است، کپی‌کنندگان فراوان هستند، و کانال‌های بازاریابی بی‌اثر هستند. با توجه به این موضوع، تیم‌هایی که محصولات جدید را راه‌اندازی می‌کنند باید مزایای محصولات شبکه‌ای جدید را بشناسند و بر دانش و مجموعه مهارت‌های لازم برای ساخت و راه‌اندازی آن‌ها مسلط شوند. مکانیسم‌های اثرات شبکه مسیری را برای نفوذ محصولات جدید فراهم می‌کنند، زیرا آن‌ها اغلب قادرند با روش دهان به دهان و رشد ویروسی، کاربران جدید را جذب کنند و همچنین با رشد وسعت و تراکم شبکه، تعامل را افزایش داده و ریزش کاربران را کاهش دهند. هنگامی که این نوع خدمات موفق می‌شوند، برای شرکت‌های بزرگ‌تر و جاافتاده‌تر دشوار است که به آن‌ها برسند. این تکنیک‌ها همیشه کارآمد هستند و به ویژه در زمانی که محیط برای محصولات جدید دشوار است، حیاتی‌ترند. چرا اینقدر دشوار است؟ ما اکنون در دوران مجموع-صفر* توجه با دفاع‌پذیری حداقلی برای بخش بزرگی از اپلیکیشن‌های موبایل، محصولات نرم‌افزار به عنوان سرویس (SaaS) و پلتفرم‌های وب هستیم. همزمان با اینکه این غول‌های فناوری از اثر شبکه برای پیش‌بردن خود به سوی اوج استفاده کرده‌اند، زمان خوبی برای راه‌اندازی یک محصول جدید نیست.

شاید برای شما هم مفید باشه!

بازی جمع صفر (Zero-sum game) در نظریه بازی‌ها و اقتصاد به وضعیتی اشاره دارد که در آن سود یک شرکت‌کننده برابر با ضرر شرکت‌کننده دیگر است. به عبارت دیگر، مجموع سود و زیان تمام شرکت‌کنندگان در این نوع بازی صفر است. این بدان معناست که هرگونه افزایش در دارایی یا سود یک نفر، دقیقاً معادل کاهش در دارایی یا سود شخص دیگری است. 

توضیح بیشتر:

نظریه بازی‌ها:

در نظریه بازی‌ها، بازی جمع صفر به موقعیتی گفته می‌شود که در آن مجموع منافع تمام شرکت‌کنندگان برابر با صفر است. 

اقتصاد:

در اقتصاد، بازی جمع صفر به وضعیتی اشاره دارد که در آن ثروت یا منافع بین شرکت‌کنندگان توزیع مجدد می‌شود، اما میزان کل ثروت یا منافع تغییر نمی‌کند. به عنوان مثال، اگر یک فرد در معامله‌ای برنده شود، به این معنی است که فرد دیگر ضرر کرده است و هیچ ارزش جدیدی ایجاد نشده است. 

  • مثال‌ها:

قمار: بازی‌های قمار مانند پوکر نمونه‌ای از بازی‌های جمع صفر هستند. در این بازی‌ها، برنده مقدار پولی را که دیگران از دست داده‌اند، به دست می‌آورد. 

شطرنج: در شطرنج، یک برنده و یک بازنده وجود دارد. پیروزی یک بازیکن به معنای از دست دادن بازیکن دیگر است. 

معاملات مالی: برخی از معاملات مالی، به ویژه معاملات آتی و آپشن، می‌توانند به عنوان بازی‌های جمع صفر در نظر گرفته شوند. 

تفاوت با بازی‌های غیر جمع صفر:

در بازی‌های غیر جمع صفر، امکان ایجاد ارزش جدید یا افزایش منافع برای همه شرکت‌کنندگان وجود دارد. به عنوان مثال، اگر یک شرکت محصول جدیدی را تولید کند و به فروش برساند، این می‌تواند به نفع شرکت و مشتریان باشد و به افزایش کل ثروت در جامعه منجر شود.

اکوسیستم فناوری به شدت نسبت به محصولات جدید خصمانه است، رقابت شدید است، کپی‌کنندگان فراوان هستند، و کانال‌های بازاریابی بی‌اثر هستند. با توجه به این موضوع، تیم‌هایی که محصولات جدید را راه‌اندازی می‌کنند باید مزایای محصولات شبکه‌ای جدید را بشناسند و بر دانش و مجموعه مهارت‌های لازم برای ساخت و راه‌اندازی آن‌ها مسلط شوند. مکانیسم‌های اثرات شبکه مسیری را برای نفوذ محصولات جدید فراهم می‌کنند، زیرا آن‌ها اغلب قادرند با روش دهان به دهان و رشد ویروسی، کاربران جدید را جذب کنند، و همچنین با رشد وسعت و تراکم شبکه، تعامل را افزایش داده و ریزش کاربران را کاهش دهند. هنگامی که این نوع خدمات موفق می‌شوند، برای شرکت‌های بزرگ‌تر و جاافتاده‌تر دشوار است که به آن‌ها برسند. این تکنیک‌ها همیشه کارآمد هستند و به ویژه در زمانی که محیط برای محصولات جدید دشوار است، حیاتی‌ترند. چرا اینقدر دشوار است؟ ما اکنون در دوران مجموع-صفر توجه با دفاع‌پذیری حداقلی برای بخش بزرگی از اپلیکیشن‌های موبایل، محصولات نرم‌افزار به عنوان سرویس (SaaS) و پلتفرم‌های وب هستیم.

به یاد بیاورید که در سال ۲۰۰۸، پلتفرم اپلیکیشن‌های آیفون با تنها ۵۰۰ اپلیکیشن راه‌اندازی شد، و اکوسیستم برای استارتاپ‌های کارآفرین جدید کاملاً باز بود. صفحه اصلی گوشی‌ها تقریباً خالی بود، کاربران جدید را دعوت به نصب بازی‌ها، ابزارهای بهره‌وری و اپلیکیشن‌های اشتراک‌گذاری عکس می‌کرد. (و اپلیکیشن‌های چراغ قوه، و اپلیکیشن‌های صدای باد معده!) توسعه‌دهندگان رقابت آسانی داشتند. آن‌ها فقط باید تجربیاتی را می‌ساختند که جالب‌تر از فعالیت‌هایی مانند انتظار در صف یا سوار شدن به مترو، یا جذاب‌تر از جلسات خسته‌کننده در محل کار میبود.

یک دهه بعد، این دیگر صادق نبود. اپ استور که با چند صد اپلیکیشن شروع کرد، اکنون چندین میلیون اپلیکیشن دارد که همگی برای جلب توجه مصرف‌کننده رقابت می‌کنند. در نتیجه، توسعه‌دهندگان اپلیکیشن در رقابتی شدید گرفتار شده‌اند. کافی نیست که یک اپلیکیشن خوب و مفید باشید. آن‌ها باید فعالانه توجه را از دیگر اپلیکیشن‌های فوق‌اعتیادآور که طی سال‌ها برای جذب کاربران بهینه‌سازی شده‌اند، دور کنند. این یک بازی مجموع-صفر بین میلیون‌ها اپلیکیشن در اپ استور اپل و گوگل پلی استور است. جای تعجب نیست که نمودارهای برترین اپلیکیشن‌ها اکنون به ندرت تغییر می‌کنند و عمدتاً تحت سلطه محصولات بزرگ و جاافتاده هستند.

این موضوع گیج‌کننده است، زیرا استارتاپ‌های جدید در مقایسه با سال‌های گذشته، مزایای زیادی دارند، حداقل در ساخت نرم‌افزار. امروزه، یک جامعه در حال رشد برای ساخت نرم‌افزارهای منبع باز (open source) وجود دارد که می‌توان به جای ساخت یا خرید نرم‌افزارهای اختصاصی، که یک دهه پیش عادی بود، از آن‌ها استفاده کرد. تیم‌ها می‌توانند از یکی از پلتفرم‌های ابری جدید، مانند AWS یا Azure، به جای راه‌اندازی مرکز داده اختصاصی خود استفاده کنند. تبلیغات پاسخگو و مبتنی بر کلیک (pay-per-click) برای جذب کاربران جدید وجود دارد، به جای خرج کردن بی‌حساب در کانال‌های سنتی مانند تبلیغات تلویزیونی. ابزارهای آماده SaaS به عنوان جایگزینی برای ساخت مقادیر زیادی ابزار داخلی موجود است. فروشگاه‌های اپلیکیشن برای توزیع جهانی کارآمد وجود دارند که دسترسی به میلیاردها کاربر جدید را فراهم می‌کنند. همه این‌ها عالی به نظر می‌رسند، اما هم برای شما و هم برای رقبای شما عالی هستند. اکثر محصولات این روزها ریسک فنی پایینی دارند، به این معنی که به این دلیل شکست نمی‌خورند که تیم‌ها نمی‌توانند از نظر مهندسی برای ساخت محصولات موفق عمل کنند اما عموماً دفاع‌پذیری پایینی نیز دارند. وقتی چیزی کار می‌کند، دیگران می‌توانند آن را دنبال کنند.

اگرچه ساخت نرم‌افزار آسان‌تر شده، رشد محصولات آسان‌تر نشده است. محصولات شبکه‌ای مزیت‌های قوی در جذب کاربران جدید دارند، با استفاده از کاربران خود برای ارجاع کاربران دیگر این موضوع حیاتی است زیرا کانال‌های بازاریابی برای مخاطبان بالقوه بسیار رقابتی شده‌اند. اگر به راه‌اندازی اولیه گوشی‌های هوشمند بازگردیم، زمانی که اپلیکیشن‌ها و توسعه‌دهندگان کمتری وجود داشتند، کانال‌های بازاریابی مانند تبلیغات موبایلی و برنامه‌های ارجاعی مؤثر و مقرون‌به‌صرفه بودند. پلتفرم‌های تبلیغاتی مدرن مانند گوگل و فیس‌بوک مبتنی بر حراج هستند و شرکت‌ها برای دسترسی به یک مشتری هدف با یکدیگر رقابت می‌کنند. بنابراین، هرچه رقبا کمتر باشند بهتر است، اما قابل پیش‌بینی بود که این وضعیت دوام نیاورد. با یادگیری اپلیکیشن‌ها برای کسب درآمد مؤثر و سرازیر شدن سرمایه خطرپذیر به این سیستم، حراج‌های تبلیغاتی رقابتی‌تر شدند. کانال‌هایی که قبلاً عملکرد خوبی داشتند اکنون گران هستند و با بالغ شدن و عادت کردن مصرف‌کنندگان به آن‌ها، تعداد کلیک‌ها بر روی تبلیغات کمتر شده و نرخ پاسخ‌دهی کاهش می‌یابد.

«اثرات شبکه» یکی از تنها موانع محافظتی در صنعتی هستند که رقابت در آن شدید است و موانع دفاعی ضعیف هستند. در حالی که اینستاگرام ممکن است بتواند ویژگی‌های اسنپ‌چت مانند استوری‌ها یا پیام‌های تصویری موقت را در چند ماه کپی کند، تغییر رفتار میلیون‌ها مصرف‌کننده برای جابجایی دشوار است. رقبای بزرگ‌تر اغلب قادر به کپی کردن محصول هستند، اما تسخیر شبکه برایشان دشوار است. تلاش مهندسی لازم برای ایجاد نرم‌افزار اکنون نسبتاً به خوبی درک شده است، و علاوه بر این، اغلب بر سادگی تأکید می‌شود، که می‌تواند پیچیدگی و در نتیجه هزینه را محدود کند. این دینامیک‌ها در بخش استارتاپ‌های مصرف‌کننده آغاز شد، در بازارهای آنلاین، ارتباطات، شبکه‌های اجتماعی که اثرات شبکه همیشه به وضوح در آن‌ها مهم بوده است، اما به نرم‌افزارهایی که در محل کار نیز استفاده می‌کنیم نفوذ کرده است. کارمندان حوزه دانش به طور فزاینده‌ای همان انتظارات «فقط کار می‌کند» را از نرم‌افزارهای سازمانی دارند که از اپلیکیشن‌های خانگی خود دارند. به طور فزاینده‌ای، این بدان معناست که سازمان‌ها با نرم‌افزارهایی که توسط افراد به کار گرفته می‌شوند، «مصرفی‌تر» می‌شوند، سپس این نرم‌افزارها در شبکه شرکت گسترش می‌یابند. با استفاده از اثرات شبکه. در ادامه درباره Zoom، Slack، Dropbox و دیگر پیشگامان این فضا صحبت خواهم کرد که بسیاری از آن‌ها منجر به نتایج تجاری با میلیاردها دلار شده‌اند، که به بزرگی ارزش‌گذاری هر استارتاپ مصرف‌کننده است.

تمام دلایل بالا توجه محدود کاربران، رقابت شدید، کانال‌های بازاریابی محدود برای دسترسی به کاربران جدید، رقبای مبتنی بر شبکه، و پلتفرم‌های کاربردی آینده نامشخص، فشار شدیدی بر صنعت ایجاد می‌کنند. چیزهای زیادی در معرض خطر است. هنگامی که یک محصول جدید از اثر شبکه برای ساختن یک اکوسیستم حول آن استفاده می‌کند، صنایع مجاور می‌توانند به سرعت مختل شوند. همانطور که فناوری صنعت به صنعت را بازآفرینی می‌کند، فرصت کلی همچنان بزرگ‌تر می‌شود. فناوری بیشتر و بیشتر در زندگی روزمره ما جای خواهد گرفت. تقاطع این دو فشار، یکی از رقابت، و دیگری از فرصت بازار عظیم، درک تأثیر اثرات شبکه در بخش فناوری را برای ما حیاتی‌تر می‌کند.

من درباره AT&T و مفهوم اثرات شبکه در تلفن‌های سال ۱۹۰۸ و اهمیت آن‌ها امروز صحبت کرده‌ام، اما یک قطعه گمشده وجود دارد که به رسمی کردن درک ما کمک خواهد کرد: رونق دات‌کام در اواخر دهه ۱۹۹۰. در حالی که اثرات شبکه به اوایل قرن شناسایی شده بود، برداشت مدرن ما از آن از کارهایی که چند دهه پیش، در آغاز عصر اینترنت، انجام شد، سرچشمه می‌گیرد.

اثر شبکه اینظریه بازیشبکهشبکه اجتماعی
۱
۰
طاها قاسمی
طاها قاسمی
خلاصه بگم،
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید