پستهای مرتبط با عشق تعداد کل پستها: ۶ سایر پستها با این تگ در ویرگول HananehAkbri در عشق و تاثیرات آن ۲ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه فصل های انتظار در من، ردّی از تو مانده بود؛ نه آنقدر روشن که ببینمش، نه آنقدر خام... پگی اولسون در عشق و تاثیرات آن ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه شوهر آیندم من دوست دارم صبح از تخت خواب دو نفرمون بلند شم،برم برات صبحانه درست کن... ملیکا اجابتی در عشق و تاثیرات آن ۲ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه تویی که تو نیستی لعنت به روزی که دیدمت.این جملهای بود که از صبح تا شب در ذهن آذر، چرخ... ماهی مینویسد در عشق و تاثیرات آن ۲ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه همش یه خواب بود ؟ زندگی خیلی جالبه .هر ثانیه میتونه با ثانیه بعدی فرق داشته باش .فقط یه... سالار چایچی در عشق و تاثیرات آن ۲ سال پیش - خواندن ۶ دقیقه بدونِ انگشت [داستان کوتاه] داستان بدون انگشت، پردهای کوتاه از انگشتهایی است که نمیتوانند چیزی... ماهی مینویسد در عشق و تاثیرات آن ۲ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه چطور پدرتون رو ملاقات کردم "اول بستن چمدون ها"الان روی زمین نشستم و به دیوار تکیه دادم .خداروشکر...
HananehAkbri در عشق و تاثیرات آن ۲ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه فصل های انتظار در من، ردّی از تو مانده بود؛ نه آنقدر روشن که ببینمش، نه آنقدر خام...
پگی اولسون در عشق و تاثیرات آن ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه شوهر آیندم من دوست دارم صبح از تخت خواب دو نفرمون بلند شم،برم برات صبحانه درست کن...
ملیکا اجابتی در عشق و تاثیرات آن ۲ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه تویی که تو نیستی لعنت به روزی که دیدمت.این جملهای بود که از صبح تا شب در ذهن آذر، چرخ...
ماهی مینویسد در عشق و تاثیرات آن ۲ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه همش یه خواب بود ؟ زندگی خیلی جالبه .هر ثانیه میتونه با ثانیه بعدی فرق داشته باش .فقط یه...
سالار چایچی در عشق و تاثیرات آن ۲ سال پیش - خواندن ۶ دقیقه بدونِ انگشت [داستان کوتاه] داستان بدون انگشت، پردهای کوتاه از انگشتهایی است که نمیتوانند چیزی...
ماهی مینویسد در عشق و تاثیرات آن ۲ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه چطور پدرتون رو ملاقات کردم "اول بستن چمدون ها"الان روی زمین نشستم و به دیوار تکیه دادم .خداروشکر...