پستهای مرتبط با کتاب تعداد کل پستها: ۶ سایر پستها با این تگ در ویرگول Dast Andaz در گفتوگوهای پراکنده ۲ ماه پیش - خواندن ۳ دقیقه گفتوگوهای پراکنده (۲۹) 🔞 عابر تکیده و خستهای که دست تکان داده به رانندهی خودرویی که برایش نگه... Dast Andaz در گفتوگوهای پراکنده ۳ ماه پیش - خواندن ۷ دقیقه گفتوگوهای پراکنده! (۲۸) 🔞 دختر به چه درد میخوره؟ یه ساعت میره بیرون، حامله میشه برمیگرده! Dast Andaz در گفتوگوهای پراکنده ۱ سال پیش - خواندن ۱۰ دقیقه گفتوگوهای پراکنده! (۲۶) وقتی توی ایران مربی خوب پیدا نشد، رفتند از خارج مربی آوردند. خُب حالا... Dast Andaz در گفتوگوهای پراکنده ۲ سال پیش - خواندن ۷ دقیقه گفتوگوهای پراکنده! (۲۵) گفتوگوهای عجیب و غریب و تلخ و شیرینی که ریشه در واقعیت و خیال دارند. Dast Andaz در گفتوگوهای پراکنده ۲ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه مردی که برای فرار، زندگی میکرد! برای چی میخوای بمیری؟ برای چی نخوام نمیرم؟ به این میگن زندگی؟ من هیچ... Dast Andaz در گفتوگوهای پراکنده ۶ سال پیش - خواندن ۴ دقیقه گفت و گوهای پراکنده!(پانزده) خدا یه سفره پهن کرده، ولی همه مون نمی تونیم سر این سفره بشینیم!
Dast Andaz در گفتوگوهای پراکنده ۲ ماه پیش - خواندن ۳ دقیقه گفتوگوهای پراکنده (۲۹) 🔞 عابر تکیده و خستهای که دست تکان داده به رانندهی خودرویی که برایش نگه...
Dast Andaz در گفتوگوهای پراکنده ۳ ماه پیش - خواندن ۷ دقیقه گفتوگوهای پراکنده! (۲۸) 🔞 دختر به چه درد میخوره؟ یه ساعت میره بیرون، حامله میشه برمیگرده!
Dast Andaz در گفتوگوهای پراکنده ۱ سال پیش - خواندن ۱۰ دقیقه گفتوگوهای پراکنده! (۲۶) وقتی توی ایران مربی خوب پیدا نشد، رفتند از خارج مربی آوردند. خُب حالا...
Dast Andaz در گفتوگوهای پراکنده ۲ سال پیش - خواندن ۷ دقیقه گفتوگوهای پراکنده! (۲۵) گفتوگوهای عجیب و غریب و تلخ و شیرینی که ریشه در واقعیت و خیال دارند.
Dast Andaz در گفتوگوهای پراکنده ۲ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه مردی که برای فرار، زندگی میکرد! برای چی میخوای بمیری؟ برای چی نخوام نمیرم؟ به این میگن زندگی؟ من هیچ...
Dast Andaz در گفتوگوهای پراکنده ۶ سال پیش - خواندن ۴ دقیقه گفت و گوهای پراکنده!(پانزده) خدا یه سفره پهن کرده، ولی همه مون نمی تونیم سر این سفره بشینیم!