شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه داستان کوتاه_دیر فصل شالیزار بود و هر سال پدربزرگم آدمهای خاص خودش رو برای کار جمع می...
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه تو ازعاشقی هیچ نمی دانی #توازعاشقی_هیچ_نمیدانیتو از عاشقی هیچ نمیدانی...نه که شکستن دلم غمان...
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه یگانه فرصت #یگانه_فرصتیک نفر بر اثر سوءمصرف الکل مرد!خبر آمد: زنده خواهی گشت. اما...
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه تبسم کوتاه #تبسم_کوتاهچه رقیق گشته دلممثل آب در دل رودمثل باد درآغوش آسمانتک وتنه...
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه نخستین بوسه 《نخستین بوسه》درختان به گریه میافتندباران، چکیدهی جانم را مینوشد،و...
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه شب زده #شبزدهشبِ خفهی شهرچه صبحِ شرمآوری!دامنِ آسمان خونین است،آبیِ دور پشت...
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه روزی خواهد آمد روزى خواهد آمد كه از نفس خود خسته میگذری، ماه در چشمت كوچك مىشود...
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه چه عجب پنجرهای به صبح باز شد،پرندهای آمدبال زد به شیشه،قطرهای خون ماند بر...
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه دلتنگی #دلتنگیگفتم که دلتنگم ،پاییز است ؛اما بهانه بود.دلتنگیاز شقایق های وحش...