Samaeism·۱۳ ساعت پیشثانیههای ریالیثانیهها را ارزان میفروشنددر دکان خوابآنجا نرخها به ریال استجایی که مردمان غمگین جنگزده این دیار میتوانند پولهایشان را خرج کنند و در…
Ivy·۱ روز پیشلیست دارو/تابوتوی مترو یه دختره با ساندویج و سس اش اینقدر نزدیکم بود ک میتونستم از ساندویجش گاز بزنم و بخورم و بوش توی دماغم بود مسخره.امروز رفتیم میر دا…
جوانی به نام "مهدیار"·۵ روز پیشتمام عمرم افسرده بودم و دیگر نمیخواهم باشم...صبح جمعه است، دیشب در طبیعت خوابیدم و صبح زود برگشتیم خونه، مادرم چایی دم کرده و برام املتی هم زد و الان که دارم مینویسم مابینش املت هم می…
Samaeism·۵ روز پیشقانون فیزیکجسم ساکن تمایل به ساکن بودن داره و جسم متحرک تمایل به ادامه حرکت. برای اینکه جسم…
یادداشتهای یک دوقطبی·۶ روز پیشبرنامه خودکشی: روز آخرپانزدهمین روز لعنتی هم گذشت. امروز برای تعیین تکلیف وضعیت موجود پیش خانم دکتر رفتیم. از دیدن نامه آقای مشاور جا خورده بود. او میگفت حیف اس…
میم.سین·۷ روز پیشپیری یعنی ...پیری یعنی همین دیگر. یعنی کسی را نداشته باشی که تو را بشنود. یعنی فقدان حضور همصحبت و همنشینی که دل آدمی را همچون برف در خودش آب میکند.
یادداشتهای یک دوقطبی·۷ روز پیشبرنامه خودکشی: روز چهاردهمدوهفته گذشت. چگونه باور کنم که دوهفته گذشت و من برنامه را هر روز عقب انداختم؟ در این دو هفته چیزهای زیادی فهمیدم. مثلاً اینکه مرد چقدر دوست…
یادداشتهای یک دوقطبی·۸ روز پیشبرنامه خودکشی: روز سیزدهمسیزده روز نحس گذشت. سیزده روز بدبختی، سیزده روز بیچارگی، سیزده روز دربدری، سیزده روز جنگ درونی...امروز برایم پر از تناقض بود تناقضی بین مان…