نیما اسماعیلیدرلیمو شیرین·۲ روز پیشدَردِ دل یا دل دردَشب سردی است و من افسردهراه دوری است و پایی خستهتیرگی هست و چراغی مردهمی کنم تنها از جاده عبوردور ماندند زمن آدمهاسایه ای از سر دیوار گذشتغم…
Avita·۴ روز پیش۳۴ روزه از نبودنش میگذره اما دیگه قلبم براش نمیتپههیچوقت فکرشو نمیکردم منی که واسش جونمو میدادم و هر کاری می کردم الان وقتی حتی رندوم اسمش میاد یا بحثش میفته انقدر بی تفاوت میگذرم که انگار…
ثریا کریمی·۹ روز پیشملاحظهلپمو کشید و گفت: هرچیزی که باعث میشه تو اذیت بشی رو حل می کنم.تو ذهنم این نقش بست که چقدر ملاحظه میتونه قشنگ باشه. حتی تو ساده ترین لحظه…
سید مهدار بنی هاشمی·۱۵ روز پیشنامه ای به دخترم سانتافه ساداتاین نامه را امروز یعنی 21 اردیبهشت 1405 برایت مینویسم. تا آن روز که می خوانیش بفهمی که چقدر انتظار بودنت را کشیده ام. تا بدانی که چقدر چشم…
Vinakardan·۱۸ روز پیشکیمیای درد: سلوکِ عشقجادهی انسان بودن، اگرچه پر از پیچوخم است، اما همین ناهمواریهایش، معنای اصیلِ هستی را در ما میتند. من عاشقِ همین پیچیدگیهایم؛ همان لحظا…
دلا·۳ ماه پیششعلهٔ آتش در سینهٔ گلدیگر حتی از دست مرگ هم کاری ساخته نیست. ساعتهاست در اتاق، بسته و صدایی از داخل شنیده نمیشود. اگر امشب، کسی بیاید و جویای حالم بشود، با گل…
وحید والی- Vahid Vali·۳ ماه پیشقلم قدرتحجم آنچه نوشته ام برای خودش کتابی شده است، کتابی که تمام احوال چند سال اخیر من در جا شده است، بیشتر از آرزوهایم نوشته ام، از تو نوشته ام، آ…
سید مهدار بنی هاشمی·۳ ماه پیشحرف خاصی نیست ..شلام ، شطورین؟ چه خبرا ؟ ... خیلی ویرگول سر نمیزنم جدیدا. قبلا بیشتر ویرگول میامدم. حالمو خوب میکرد چون. چرا دروغ بگم؟ ولی این روزا هیشکی ح…