رُهــام·۲۱ روز پیشآن گوشه تاریکیک جایی در میان آن لحظه هایی که تنهایی را خیلی لخت لمس میکردم، یک جایی در زمان هایی که خیلی یخ کردهام و حتی یک جایی در آن لحظاتی که احساس…
Melika·۲۲ روز پیشبستگی به خودم دارهمن قرار نیست ادبی متن بنویسم . می خوام با زبون خودم متن بنویسم داستان هایی خلق کنم دور از واقعیت یا شاید خود واقعیت ،بستگی به خودم داره .کل…
مهدی مهدی زاده / قوے سیاه·۱ ماه پیشعاشقانهآتش زیر خاکستر یعنی لبهای تو... بوسه های ناب تو گرمای وجودم را به تاراج می کشد... وقتی تو را در آغوش می کشم پیچ و تاب اندامت دلم را می ل…
SAYID SARVAR·۱ ماه پیشکوتاه ، کوتوله ، cut 💫واژه کوتاه یا کوتولهاز واژه (قرت) ساخته شدهما در تورکی آذربایجانی چون کلمات رو قیچیشون میکنیم برای راحتی تلفظقرت رو قت تلفظ میکنیمقرت یعنی…
سایمان·۱ ماه پیشخاکستربا شعر بیگانه شدم استادلبخند آدمها دیگر پاک نیست.نمیدانم چطور میشود خاکستر را از میان خاکستربیرون کشید. من گُمام.شما کجا ایستادید؟ دنی…
Ruda.writerدرپستهای ویرگول·۱ ماه پیشآشنای ناشناخته ، آن سوی ایینهکاش می توانستم تو را درون خودم به دار بیاویزم
سایمان·۱ ماه پیششیشههابراستی کدام بود؟ شیشهها. شیشهها.میلی به گفتگو نیست؛ نخواهد بود. اگر کاغذ، تنها مکانم باشد.شرم نمیکنم اما میترسم.ترسی بزرگبه بزرگی یک مر…
سایمان·۱ ماه پیشخاکستربا شعر بیگانه شدم استادلبخند آدمها دیگر پاک نیست.نمیدانم چطور میشودخاکستر رااز میان خاکستربیرون کشید.من گُمام.شما کجا ایستادید؟دنیا هنو…