ساحره منفرد·۱۰ روز پیشارغوان قسمت اولاواخر پاییز بود. هوا بوی نم باران میداد و سوز سرمایی که از لای تار و پود ژنده ژاکتم به پوستم میخورد، خبر از زمستان سختی میداد. اما بعید مید…
دُرسا؛·۱۴ روز پیشنجات-آقا یه توت ما رو نجات داد!میتوانستی نجاتم بدهی اما! لازم نبود قصه ببافی ؛ لازم نبود...یك لیوان چای آتشی پر توقعی است؟اگر نیست یك لیوان چای…
افسانه·۱۶ روز پیشنامه برای…وقتی گنجشک از چالش نامه نوشت. صدها مخاطب به ذهنم رسید که براشون نامه بنویسم، از دوستای بچگی تا همکارا و بابا مامانم، و البته دخترم، دختری ک…
جواد محمدی·۲۰ روز پیشناگهان ارغوان در آتش سوخت...روایت فاجعه هولناک آتشسوزی مجتمع تجاری ارغوان فاز ۴ اندیشه از زبان یک شاهد عینی
Atefeh Heybati·۱ ماه پیش«خدا و دیگر هیچ»🌿مهربان خدای من بهترین درسها را در زمان سختی آموختم و دانستم صبور بودن با تمام سختی اش یک ایمان است و در نهایت حلاوت شیرینی دارد و خویشتن دا…
مهدی داروغه | Mahdi Daroughe·۹ ماه پیشارغوان دخترمارغوان دختر زیبای منمن از بدو تولد دوستت داشتم!وگرنه محال است كسي بتواند در مدتي كوتاه اين چنين در قلب كسي بنشيند...تو از بدو تولد با من بو…
| پیچـک |·۲ سال پیش[ ارغوان ]ارغوان! کاش قلم دست بگیری و به یاد ایوم قدیم بوم نقاشی رو رنگ بزنی؛ بلکم یه چیکه از رنگ روغنِ ارغوانیِ درخت کنج حیاط، بپاچه رو دامنم. شاید…
Melika Mansouri·۳ سال پیشمروری بر خاطرات و اشعار هوشنگ ابتهاج / سایهاستاد در توضیح واژه تاسیان گفت: «حالتی است که در اولین غروب پس از رفتن یک عزیز که مدتی مهمان خانه ما بوده، دست میدهد...