نوامبر·۴ روز پیشعاشق من بودی؟ادعاهایت بوی تند ادبیات میداد؛ نه بوی حقیقت، میگفتی اگر دنیا در یک کفه ترازو باشد و من در کفه دیگر، جهان را به کام نابودی میکشی. از جان…
Tina·۱۵ روز پیشباد بر می خیزد اکنون باید زیست .امروز سری به همان جاده ای میزنم که مدت ها پیش در آن قدم زده بودیم . احساسی آشنا را تجربه میکنم همانند همان حسی است که یک ماه بعد از مرگ…
"supernova "·۴ ماه پیشاو: بارقهٔ گذرااو از جایی میــان استـخوان های زمان و از دنـــیای ستــارگانِ رنگــی آمد.مــــن عابری منتظــر در آخرین ایستگـــاه. از رودخانه…
m_93550152·۱ سال پیشدلم برات تنگ شده، میدونم که اینو میخونیدلم برات تنگ شده خیلی بیشتر از اونچه که فکرش رو بکنی. میدونم که اینجایی، میدونم که این رو میخونی، نمیتونم باهات حرف بزنم، این آخرین راهه،کا…
Artak·۱ سال پیشموج( روز سیزدهم)روزی که با تماشای عروسک در بغل رفته دخترک به خواب رفته ، به پایان رسید
سجاد حاجیان·۲ سال پیشآسمانِ کم رنگخانهام گرم و چاییام بار استزندگی حال سادهای دارد به وجود نبودنت اماهر چه دارم اشارهای دارد خانه خالی است گرچه من هستماثری از وجودم اینج…
Alan Shah·۲ سال پیشدختر خورشیدجایی به دور از چشم ها زیر سقف بلند آسمان شب همانجا که قامت بلند درختان برگ به آسمان میدوزد،هر دو بر سر یک میز و هر دو یک جام به دست اینجا د…