فاطمه حیدری (رضوان)·۱۴ روز پیشخلاصهی داستان پدرم و باغ گیلاسنویسنده: فریدون آنداچمترجم: صابر مقدمیناشر: کانون فرهنگی چوکباران میبارد. پدر و پسری زیر درخت گیلاس گرم صحبت هستند. پدر میگوید حاضر نیست…
...is typingدرجرجیسِ نبی·۲۴ روز پیشحس قدیمی لذت...گاهی از بودن خسته میشوم و قلب و ذهنم به گذشته ها پناه میبرند.
میان سطر ها·۳ ماه پیشبا حالی خوش بازمیگردیم !برای شکوفه های گیلاس و درختان نارنج هم که شده ، بازمیگردیم ، اما با حالی خوش ....
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر·۸ ماه پیششکوفه در پاییزنمادچیست؟گشتی در باغ می زدم متوجه رویش شکوفه ای در درخت گیلاس در پاییز شدم.
Aro·۱۰ ماه پیشهمه ستاره ها برای تو میدرخشنپروانه کوچولو آرام بر شانه پسرک نشست،پسرک در فکر فرو رفته بود،پروانه مثل همیشه غرق در نگاه او بود؛در افکار پنهان پسرک،همه چیز راز و در پرده…
zohre_aalipour·۱۰ ماه پیشنامههای بلو به آقای دارسی/ شماره یکسلام آقای دارسی.حالتان چطور است؟ماه این شبها زیباتر از قبل میتابد آنقدر که دلم میخواهد شب را توی حیاط و رو به آسمان به سمت جنوب غربی بخو…
توکا·۱ سال پیشاز نردبان رؤیا بالا رفتم، ولی کسی طنابش را کشید پایینروایت دختری میان مهاجرت، اضطراب و رؤیای نقاشی؛ که بهجای سوگواری، گرسنگی را انتخاب کرد. مجالی برای اندوه نداشت.