حسین الهیاری·۳ روز پیشخط شکن (روز چهارم)روز چهارم (فاصله)فاصله: میزان دوری یا جدایی دو یا چند چیز یا چند نفر از هم، مسافت میان دو چیز.آیا تعریف درستی از فاصله وجود دارد؟ منظورم تع…
Javadi·۹ روز پیشبغض بیصدا (۱)ساعت چهار بامداد چشمانم را گشودم؛چشمانی که تازه به هم رسیده بود. شاید نیم ساعت، شاید هم کمی بیشتر خوابیده بودم؛ اما بعید میدانم بیش از یک…
خون و ماتیک·۱ ماه پیشپناه به تاریکی، از شر بطالت تابیدنات ای خورشید...میخواهم بنویسم که آن روز، سر صبح، همان روزی که پیش از تو، عطرت به اتاق آمده بود و شاخهی رزی از باغچهی اداره برایم چیده بودی، سایهی شفقت…
میم.سین·۱ ماه پیشای آنکه دوست دارمت اما ندارمت، بر سینه می فشارمت اما ندارمتاین نوشته تقدیم میشود به یلدای عزیز، دختری با قلبی به غایت آسمان و سینهای گداختهتر از سینهی آتشفشان.
پگی اولسون·۲ ماه پیشتو در پارادوکس منشاید اگه راجع بهت بنویسم کمتر توی فکرام پرسه بزنی.عین یه رهگذر عین یه پرنده عین یه مزاحم هر وقت که بخوای سر و کلت پیدا میشه تو ذهنم٬شکایتی…
Ivy·۲ ماه پیششعله دوقلو؟!چگونه از روحی بگویم که آرام در گوشم نجوا میکرد ،از روحی فراری .چگونه از سایه ام بگویم،که گاه ،عاشقانه بی صدا ،به هم مینگریستیم.چطور از اویی…
فاطمهام.·۴ ماه پیشفردا قراره دوستهامو ببینم!ان شاء الله فردا قراره برم دوستهای دبیرستانم رو ببینم یادگار شیرینی از اون سالهای دور یادمه! خیلی خوب یادمه! حتی اونموقعها هم به هم گفت…
فاطمه صاددرنامـهای به تو که نمیخوانی·۵ ماه پیشتو خیلی دوریخب تو خیلی دوری مثل اهنگِ "تو خیلی دوری" از بمرانی. خیلیییی دوووووووور.
مرصاد·۵ ماه پیشبرای تو، عزیز دورم..حالا ده روزه که حتی از پشت یک صفحه ی چند اینچی هم نتونستم ببینمت. هی می نویسم و پاک میکنم، می نویسم و پاک میکنم؛ میترسم، میترسم این دستها ا…
نشریۀ دانشجویی «دردانشکده»·۶ ماه پیشفرسنگها دورترتقویمها گفتند | روز جهانی مهاجران | سپهر جوانمجرد