آیدا·۲ روز پیشفقط میخواستم از سرم بازش کنم...فکر میکردم فقط باید بروم و برگردم. آخرش با هزار سؤال و چشمهایی خیس از مطب بیرون آمدم...
Nora.sh·۹ روز پیشبقا، انتخاب، خشم شبتو را یک روز از دنیای پرهیاهوی نوجوانیات خواهم دزدید، برایت قهوه خواهم خرید و روی یک نیمکت، برایت از این روزهای سخت خواهم گفت.
مصطفیام·۹ روز پیشروزان نوشت...سلام ! خوبید ؟ خوشید ؟ خدا رو شکر...چند روزیه نوشته هام خیلی قابلیت انتشار نداره، هرچقدر هم که سعی کنم چیزی رو به هم ببافم، و اینجا بذارم م…