سالار چایچیدرزندگی و بودگی·۱ روز پیشنگاهم ابری، تنم زخمی، دلم خونهما همیشه هم اینقدر بدبخت نبودیم. همین چند سال پیش مادربزرگم هنوز زنده بود. تازه الان میفهمم همه چیز از همانجا شروع شده است. برکت زندگیها…
امیر·۱ روز پیشاز ولایتپذیری تا ولایتگریزیما ولایتپذیر به دنیا اومدیم، اینجوری متقاعد شدیم که ولایت یعنی زندگی ...
Maral·۱ روز پیشپیوند دو روحمن قهرمان داستان بودم تا زمانی که فهمیدم ادم بده ی داستان تو هستی و باید شکستت دهم . نمیخواستم مقابل تو بایستم و بجنگم ،چون نمیتوانستم کسی…
امیر پورمنددرروزنه ی نور·۱ روز پیشدر انتظار همسایگاناحتمالاً شما هم شنیدید که دعوای داخل خانوادگی به بقیه ربطی ندارد. این که پدر هر چقدر هم بد باشد، باز هم پدر است و فلان و بهمان.امروز گفتم ر…
روشنک اسکندری·۲ روز پیشدرباره لزوم اختلاط جنسیتی در مدارسمعدود کشورهایی در جهان هستند که در آنها جدایی میان دو جنس به سختگیری کشور ما اعمال میشود. مطرح شدن این موضوع در نگاه اول شاید کمی ناخوشا…
namelessfate·۲ روز پیشصدای گلوله...صبح که چشمم باز میشه به سختی خودمو از رو تخت میندازم رو مبل ، چشمم به اخبار...منتظر خبر خوب.... باز هم با ابروهای تو هم رفته و عبوس و خشم ز…
ناشناس·۳ روز پیشاین نوشته ها خیالی هستند یا شاید واقعیهرچی دوست دارم مینویسم.صداش در میاد و خسته ام میکنه. ذره ذره اذیتم میکنه. سرم درد میکنه.کار میکنه برای دیگران و دست از چانه زدن باهاشون بر…