Beem·۱ ماه پیششعله های خشمفاصله ها هروز بیشتر میشوند، هر روز از آنها فاصله میگیرم، گویی جسمم در کنارشان راه میرود اما روحم فرسنگ ها از آنها فاصله گرفته است .آخرین…
Beem·۱ ماه پیشقلب هاکنون همه بر ضد من هستند ، لحظه ای حرف های زخم زننده خود را رها نمیکنند، گویی فقط به دنبال زخم هستند ، زخمی بر اعماق قلب من .اکنون اسلحه ا…
Beem·۱ ماه پیشقفسمن سال ها طابع قوانین کسانی بودم که از زندگی چیزی جز نفس کشیدن نمیدانند ، من هم بند این سلول قانونم ، تنهایی و غم هست همه به نحوی از من فاص…
Beem·۱ ماه پیشنقاب سردمیشنوی ؟دارند درمورد تو صبحت میکنند ......البته صحبت نه گویی اعتراض بر شخصیت من ، با حرف هایشان من را در هم میکوبند و سرکوب میکنند، با…
Beem·۱ ماه پیشدلتنگی توسلام عزیزکم .....دوباره برایت مینوسم روزها میگذرند و همچو فردی مرا درآغوش میگیرند و میروند، گویی هیچکدامشان قصد توقف را ندارد ، روزها خ…
Beem·۱ ماه پیشسایه های غماطرافم خیره شده ام ، جز غم چیزی را نمیبینم، همه به نحوی در غم غرق شدهاند و حتی برای رهایی از آن دست و پا نمیزنند.گویی امید به یکباره ما…
Beem·۱ ماه پیشکینهنمیدانم .....در دلت نفرتی را حس کردم که دیگر دیر شده بود ، دیر نقاب چهره ات شکست و به هزاران تیکه تقسیم شد ، کنون در نظرم یک کینه هستی ، کی…
Beem·۱ ماه پیشپایان تلخگاهی وقتا دلم برای خودم میسوزه و از خودم میپرسم چگونه ادامه میدهی ؟به امیدچه ؟به چه دلیل؟نمیدانم ، نیمدانم چرا وقتی از درون تکه تکه میشوم ،…
Beem·۱ ماه پیشحقیقت بدون او ...بعد از او تنها صدایی که میشنوم سکوت است . دوری از او مرا در خلاءای گیر انداخته که در سکوت در حال گرفتن جانم است .تصویر چشمان او پشت پلک ها…
Beem·۱ ماه پیشسرابی از امیدگویی همه چیز تمام شده است همه چیز ....نمیدانی در چه وضعیتی هستی گویی در فضا گم شده ای و صدایت به جایی نمیرسد و همه چیز تو را در سکوت رها ک…