مهتاب 🌙·۳ ساعت پیشاز سقوط تا پرواز 9🕊ادامه . . . آن شب خوابم نبرد.برای اولین بار بعد از سالها، به جای فرار کردن از افکارم، نشستم و به آنها گوش دادم.سکوت عجیبی بود.
مهتاب 🌙·۲ روز پیشاز سقوط تا پرواز 8🕊 ادامه . . .مدت زیادی به همان نامه خیره ماندم.انگار سالها بود منتظر خواندنش بودم.نه...شاید سالها بود از خواندنش فرار میکردم.…
مهتاب 🌙·۴ روز پیشاز سقوط تا پرواز 7🕊ادامه . . . صدای قدمها نزدیکتر شد.برای لحظهای خواستم برگردم و فرار کنم.نه از آن مرد... از حقیقت.چون کمکم داشتم میفهمیدم بعضی حقیقتها…
مهتاب 🌙·۶ روز پیشاز سقوط تا پرواز 6🪶ادامه...صدای قدمها نزدیکتر شد.قلبم آنقدر محکم میکوبید که انگار تمام سکوت انباری را پر کرده بود.آرام برگشتم.مردی در آستانه در ایستاده…
مهتاب 🌙·۱۲ روز پیشاز سقوط تا پرواز 1🌈پرنده جوانی بود که عاشق آسمان بود.هر روز به پرندههای دیگر نگاه میکرد که چطور اوج میگرفتند و در ابرها گم میشدند.او هم میخواست پرواز ک…