گیسو جعفری·۱۱ روز پیش«انسانِ ایستاده بر پرتگاهِ شب»من فریاد زدم، در ژرفترین سکونِ شب، آنجا که صدا نه طنین دارد و نه گوش.نفسم گم شد در خلأ، و اندیشهام خاموش گشت در میان خویش.جهان به رنگِ رن…
گیسو جعفری·۱۵ روز پیش«تولدِ معنا از رنج»غنچههای سرخ، در سکوتِ کهنِ درختان خفتهاند. آفتاب بر گونههایشان بوسه میزند، اما هنوز در پودِ هستی، آرام و ناگشوده. انتظارِ شکفتن، رازی ا…
گیسو جعفری·۱۶ روز پیشفریاد در خلأ”عشقِ یکطرفه، بازیِ ارواحِ ضعیف نیست، بلکه میدانِ نبردِ کسیست که جرأت میکند معنای خویش را در خلأ فریاد زند.بیرحمیِ زمان، نه در نادیدهگر…
گیسو جعفری·۱۹ روز پیشبیداریچشمانِ تو، شهرِ عاشقی، کجاست آن آشیان؟برگرد، ای رفته ز دست، ای رفته از این جهان.اگر به خانهٔ من، سر بزنی، ای دوست،سبز شود، باغِ دلم، در این…
گیسو جعفری·۱۹ روز پیشجسارت بیداریبه یاد نجواهایی که زیر باران دفن شدند؛ آنجا که من، به جای تو، سهمِ باران را با اشکهایم تلافی میکردم.»به یاد پژواکهایی که زیر باران تا ژ…
گیسو جعفری·۱ ماه پیش۸۵۰ امین روز۲۰,۱۶۰ هزار مین ساعت یک میلیون و دویست و نه امین دقیقه۷۲میلیارد و ۵۷۶ امین ثانیه از زمان سودای چشمانم می گذرد شیرینی خوشگواری که در آنسوی م…
گیسو جعفری·۱ ماه پیشریشه بربادرفتهسکوت شگرفی ضمیر پر ازدحام مرا فرا گرفت دیگر جراحت زیادی به قلبم مسبوق نمی شد تماما و سرراست درون جوهر و افکارم رخنه می کرد دیگر جایی برای…
گیسو جعفری·۱ ماه پیشنفس حبسدرون فواد کم جثه اش یه بند بارون می بارید تا پرتو خورشید از لا در روی ابرها عرض اندام می کرد ابرکای سفید رخت سیاه به تن می کردند ..بعید بود…
گیسو جعفری·۲ سال پیشبنفش کناریجیغ ترین رنگ گل بالشتک چشمانم را برای مدتی کوتاه خیره دوخت...لایه دیگر جیغک ملصغ به او هرچقدر تقلا میکرد مورد توجه واقع شود ناکام بود.. سع…
گیسو جعفریدرGisoo·۵ سال پیشالماسی که با لمسش کشته می شوید!الماس قاتلاو تاوان همه کور بودن هارا میدهد! بیصدا آرام بی جست و خیز دائم سرزنش میشویم اما کوریم و نمیشنویم!الماسی بزرگ، کشنده و مغرور و الب…