حنا·۶ روز پیشپوچی مطلقهر بار که حس میکنم هیچی بدتر از این نمیشه،زندگی یه سیلی محکم توی صورتم میزنه...الان حدودا یک ماهه که واقعا به بن بست رسیدم،نه میتونم گریه ک…
حنا·۱۶ روز پیشبدون عنوانگاهی در زندگی انقدر به ستوه میرسی که در اقیانوس افکار بی انتها غرق میشوی،ساعت ها فکر میکنی که چطور احساست خود را در قالب کلمات به انتها برس…
حنا·۲۳ روز پیشتلاش برای حال خوبتا الان که دارم نفس میکشم،تا الان که دارم به این زندگی مزخرف ادامه میدم،واسه هر دقیقش سعی میکنم ئواسه خودم حال خوب ایجاد کنم،انگیزه برای اد…
حنا·۱ ماه پیشخاورمیانهواقعا هیچی برای گفتن ندارم فقط میخوام بگم خسته شدیم از این زندگی ای که هم تو ذهنمون جنگه هم توی دنیای واقعی،کاشکی فقط یکم این روزگار بهمون…
حنا·۱ ماه پیشآدم های منفوراز آدم هایی که تا میبینند خوشحالی میخواهند ذوقت را کور کنند متنفرم،از اینکه تا کمی میخندی،میگویند چرا میخندی؟!چرا گریه میکنی؟چرا چنان میکنی…
حنا·۱ ماه پیشهرچقدر بگویم باز کم استهمیشه دلم میخواست یک کتاب درباره تو بنویسم و از حرف های ناگفته ام به تو بگویم،نتوانستم،هر دفعه که میخواهم بنویسم میگویم این بار آخر است اما…
حنا·۱ ماه پیشکویِ توبه خیالت که میرسم چشمانم شوق دیگری دارندمیروم تا که به کوی تو درآیم باز هم من،تو و دگر هیچرویای تو را دارم و من دگر هیچ نخواهمآسمان بغض میک…
حنا·۱ ماه پیشانکار یا پذیرشسخت ترین قسمت زندگی رو به رو شدن با چیزی است که نمیخواهیم واقعی باشد،تا لحظه ی آخر میگوییم نه امکان ندارد همچین اتفاقی افتاده باشد،محال است…
حنا·۱ ماه پیشگاهی نگفته قرعه به نام تو میشودیک روزایی توی زندگی هست که هر چیزی که ممکنه سخت و طاقت فرسا باشه واست اتفاق بیافته انقد که حتی گریه کردن هم جواب نمیده برای آروم شدنت،اونقد…
حنا·۲ ماه پیشتوهم دوست داشتنیسال ها پیش وقتی که در خیالات خودم سیر میکردم در اقیانوسی عمیق از احساساتم غرق شدم،آن قدر غرق که نتوانستم خودم را نجات بدهم،به قول قدیمی ها…