کولی درونِ آتش·۴ روز پیشهفتم(هیچچیز جز یک مشت تصویر)این چیزها خجالت ندارد، آدمِ انتزاعی خاورمیانهای حملهی اضطرابی بهش دست ندهد به کی دست بدهد؟
کولی درونِ آتش·۶ روز پیشششم(متجاوزانی که رسیدند به پوست تن)مامان انگار سردار سپاه متجاوزان شده بود، زشت شده بود و کریه.
کولی درونِ آتش·۹ روز پیشپنجم (یک قدم قبل از مرگ)خوب نیستم، بد هم نیستم. عاشق نیستم، تنها هم نیستم. نیستی هم نیستم. یک مردهام.
کولی درونِ آتش·۱۱ روز پیشچهارم (رقصیدنِ بدنهای خشکشده)برای دومینبار در عمرم میرقصم. دیگر این بدن برایم لکهای شرمآور نیست.
کولی درونِ آتش·۱۵ روز پیشسوم(Mi corazón azul vacío)کل روزها منتظری یک نفر دیگه تو رو ببینه تا خودتم باور کنی وجود داری.
کولی درونِ آتش·۱۷ روز پیشدوم (تنهایی چکار که با آدم نمیکند!)معشوقهی اولم واقعی بود، دومی نیست. نه که واقعی نباشد، فقط زنده نیست
کولی درونِ آتش·۲۰ روز پیشاول (از اینجا شروع میکنیم.)معرفی بماند برای بعد، میخواهم آزاد و بیسانسور بنویسم. همین.