کولی درونِ آتش·۲۰ روز پیشهشتم( معایب سانتیمانتال بودن)چقدر درد دارد، دلتنگ هزارنفر بودن. بعد هم دیدن اینکه کسی دلتنگ تو نیست.
کولی درونِ آتش·۲۵ روز پیشهفتم(هیچچیز جز یک مشت تصویر)این چیزها خجالت ندارد، آدمِ انتزاعی خاورمیانهای حملهی اضطرابی بهش دست ندهد به کی دست بدهد؟
کولی درونِ آتش·۱ ماه پیشششم(متجاوزانی که رسیدند به پوست تن)مامان انگار سردار سپاه متجاوزان شده بود، زشت شده بود و کریه.
کولی درونِ آتش·۱ ماه پیشپنجم (یک قدم قبل از مرگ)خوب نیستم، بد هم نیستم. عاشق نیستم، تنها هم نیستم. نیستی هم نیستم. یک مردهام.
کولی درونِ آتش·۱ ماه پیشچهارم (رقصیدنِ بدنهای خشکشده)برای دومینبار در عمرم میرقصم. دیگر این بدن برایم لکهای شرمآور نیست.
کولی درونِ آتش·۱ ماه پیشسوم(Mi corazón azul vacío)کل روزها منتظری یک نفر دیگه تو رو ببینه تا خودتم باور کنی وجود داری.
کولی درونِ آتش·۱ ماه پیشدوم (تنهایی چکار که با آدم نمیکند!)معشوقهی اولم واقعی بود، دومی نیست. نه که واقعی نباشد، فقط زنده نیست
کولی درونِ آتش·۱ ماه پیشاول (از اینجا شروع میکنیم.)معرفی بماند برای بعد، میخواهم آزاد و بیسانسور بنویسم. همین.