Ards2·۴ روز پیشرقص روی آتش قسمت 3«بعضی تصمیمها را آدم با عقلش نمیگیرد؛ با زخمی میگیرد که دیگر جایی برای عمیقتر شدن ندارد.»از روزی که نام سنپترزبورگ را روی آن پوستر دید…
Ards2·۶ روز پیشسختی های نوشتن قسمت 2آترن دفتر را بست و با همان قیافهای که انگار قرار است حکم اعدام بخواند، گفت:ـ حالا میرسیم به اصل ماجرا.به زور آب دهانم را قورت دادم.
Ards2·۷ روز پیشسختی های نوشتن قسمت 1نویسنده بودن از دور شغل قشنگی است.مردم فکر میکنند صبح بیدار میشوی، یک فنجان قهوه میخوری، الهام مثل پروانه میآید روی شانهات مینشیند و…
Ards2·۸ روز پیشرقص روی آتش قسمت 2«آدمها همیشه خیال میکنند رؤیاها با پول خریدنیاند؛ هیچکس نمیداند بیشتر رؤیاها از میان چیزهایی پیدا میشوند که دیگران دور انداختهاند.»س…
Ards2·۹ روز پیشرقص روی آتش قسمت1بعضی آدمها برای رسیدن به نور، از آتش عبور نمیکنند؛ تمام عمرشان را روی آن میرقصند.»بعضی سرزمینها، پیش از آنکه کودکانشان راه رفتن را یاد…
Ards2·۱۰ روز پیشجادوگر شماره 8قسمت اولسلام دوستان گلم امشب قسمت اول داستان فانتزی حماسیه جادوگر شماره 8 رو واستون میزارم دوست دارم نظرتون رو راجب این داستان بدونم ♥️ ardsاگر روز…
Ards2·۱۴ روز پیشراز دره خاموشان قسمت آخرباد دوباره برخاسته بود.اما این بار صدایش فرق میکرد.دیگر شبیه باد نبود.شبیه زمزمه صدها انسان بود.صدها صدای گمشده.صدها نام فر…
Ards2·۱۴ روز پیشراز دره خاموشان قسمت 6آژیر در سراسر اردوگاه پیچید.صدایی فلزی، کشدار و آشنا.سربازان از چادرها بیرون ریختند.برخی در حال دویدن بودند.برخی اسلحههایشان را برمیداشتن…
Ards2·۱۵ روز پیشراز دره خاموشان قسمت 5آن شب هیچکدام نخوابیدند.نادر کنار بخاری نشسته بود و هر چند دقیقه یک بار به بیسیم نگاه میکرد؛ انگار میترسید دوباره روشن شود.یا شاید میت…
Ards2·۱۵ روز پیشراز دره خاموشان قسمت 4آن شب، سیاوش تا سپیدهدم کنار دیوار نشست.نه به خاطر سرما.نه به خاطر طوفان.بلکه به خاطر جملهای که با چاقو روی سیمان حک شده بود.سیاوش... چرا…