Ards2·۲ روز پیشواگن آخرقطار از میان مه عبور میکرد.نه آن مهی که روی رودخانهها مینشیند و با طلوع خورشید ناپدید میشود؛ مهی که انگار از جنس فراموشی بود. هرچه را ل…
Ards2·۵ روز پیشکارکانوس نامیراباد از میان ستونهای مرمرین آتن عبور میکرد و صدایی شبیه ناله مردگان میساخت.کارکانوس بیست و شش ساله بود.دستکم همه اینطور فکر میکردند.ام…
Ards2·۶ روز پیشنبض خاموشباران روی شیشههای بیمارستان میکوبید.همیشه باران میبارید.نمیدانم واقعاً اینطور بود یا ذهنم آن روزها را اینگونه به خاطر میآورد. اما هر…
Ards2·۸ روز پیشزیر آوار آسمانوقتی سقف معدن فرو ریخت، هیچکس فریاد نزد.صدا آنقدر بزرگ بود که فریادها را بلعید.ابتدا لرزشی آمد؛ لرزشی کوچک، مثل سرفهٔ پیرمردی در انتهای ا…
Ards2·۸ روز پیشقبرستان ساعت هابعضی شبها فکر میکنم زمان موجود زندهای است که آرامآرام از استخوانهای ما تغذیه میکند.این فکر را از زمانی پیدا کردم که نگهبان قبرستان سا…
Ards2·۱۰ روز پیشخارج از داستان(حالت اتو پایلت)ساموئل در سیوهفت سال زندگی خود هرگز اتفاق مهمی را تجربه نکرده بود.این موضوع را با اطمینان میدانست، زیرا فهرستی از تمام اتفاقات مهم زندگی…
Ards2·۱۱ روز پیشمحاکمه شخص مورد نظر(مجموعه داستان های اتو پایلت)وقتی پرونده علیه خدا گشوده شد، نخستین مشکل این بود که هیچکس نمیدانست نام کامل خدا چیست.دبیر دادگاه سه هفته صرف پر کردن فرمها کرد.در بخش…
Ards2·۱۲ روز پیشجمهوری موش ها از سری داستان های (حالت اتو پایلت)در تمام تاریخ فاضلاب بزرگ، هیچ موشی از گربهها خوشش نمیآمد.این تنها حقیقتی بود که همه درباره آن توافق داشتند.چپها، راستها، پنیرپرستان، د…
Ards2·۱۳ روز پیشخدا بازنشسته شد!!!!!(مجموعه داستان های حالت اتو پایلت)باران سیاه سه روز بود که بر شهر میبارید.نه از ابرها.از بلندگوها.دولت آسمان اعلام کرده بود برای افزایش نشاط اجتماعی، آسمان باید هر از گاهی…
Ards2·۱۴ روز پیشچراغی در مهباران نمیبارید.اما هوا آنقدر مرطوب بود که انگار آسمان تمام اشکهایش را بلعیده و دیگر توان گریستن نداشت.شهر در مه خوابیده بود. مهی که نه ا…