این افراد انتشارات روزنه ی نور را دنبال می‌کنند:

نویسنده و مترجم؛ از سینما و ادبیات و زندگی و چند چیز دیگر می‌نویسم...
به سه چیز دیدار دست دهد و رستگاری پدیدار شود پاکی دل و دیده و پاکی گوش از آنچه شنیده
آدما واسه من پر از لحظه ان، از هر کسی جزییاتی درونم جا مونده اونایی که هستن کسایی که رفتن. یه تیکه «نشون» به یادگار، از وجودشون همیشه تو قلبم زنده است .
انسان خامِ محبوس در مقولات فاهمه که زندگی، فلسفه،‌ ادبیات، فیلم و دین برایش جذّابند.
اما‌ من آرزو داشتم تنها صدای خنده های بشر را بشنوم، بشری بدون جنگ، فقر، بیماری و تنهایی https://www.threads.net/@MokhtarSepehriFarid https://t.me/MokhtarSepehriFarid
در نوشته های دیگران شریک می شوم و در نوشته هایم شریک می شوند. آگاهی در گردش است.
می‌نویسم گاهی..
گمنامِ جهانیم،همین بس لقب ما
می‌نویسم تا روحم آرام گیرد☁️🦋 عضو همسفران مدرسه‌ی نویسندگی شاهین کلانتری
چیزهایی که همه تجربه می‌کنیم ولی کسی راجع بهشون نمیگه. با چاشنی روانشناسی! ایمیل: khodnevis9583@gmail.com
یه دستِ راست که شعرا رو می‌نویسه رو کاغذ...
شب‌ها رهرُوی سرگشته از نفرین شب، حیران و آشفته.
روایتگر‌لحظاتی‌که‌نه‌سیاه‌اند‌و‌نه‌سپید...
من از خاکستر گذشته‌ام رشد می‌کنم. نه اینکه در آن بسوزم. 私は過去の灰から成長する。そして私はその中で決して燃えることはないだろう。
............
شاید سخت، اما امید است به پایانی زیبا 🌱
درگیر روزمرگی‌ام، اما دنبال لحظه‌هایی برای نفس کشیدن و کشف خودم.
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
تک‌نوازی در دنیای بی‌هدف‌ها؛ عاشق یادگیری، مشتاق تجربه‌های تازه. من… و دنیایی که هنوز برایم ناشناخته است ..
واسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
نیمچه نویسنده...
کودکی که مردمش را دوست دارد
TIS
دانش‌آموز کنکوری سردرگم
علاقه‌مند به موسیقی ، هنر و قلم . دوستدار رقص مجنون وار واژگان بر روی کاغذ .اینجام برای لحظه ای مکث در انتهای کوچه پر از پیچک رونده بنفش..
Gin
کاغد را خورد کلاغ و کلاغ را به خورد کاغذی می‌دهم که این مرکب گوهری تمام شود، تا که گوهر چشمی، چشمم نرباید.