پستهای مرتبط با شعر تعداد کل پستها: ۱۱۳ سایر پستها با این تگ در ویرگول شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه خواب های سنگین آمدهایماز خوابهای سنگین اساطیر،از کوچههای همهمهی تاریخ،با کولهبار... شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه خشم باد باد آمدو لادنِ بیپناه رااز دشتِ خاموش برید.شقایق گفت:علفها آبِ دشت ر... شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه پرواز ساز چه غوغاییست، پروازِ آن سارِ بیمار در اوجِ آسمانِ اندوه...گویی هنوز می... شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه ناکس می داند من نمی دانم #ناکس_میداند_من_نمیدانمیکروز ناگهان چمدانم را بستم، آری، غافل، بی... شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه جاودانه نیست 《جاودانه نیست》هیچچیز جاودانه نیستنه مرگ، نه عشقوقت رفتن استشالیها... شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه آتشی بی اجتهاد `گریهی گل بین که چون در باغ شد همرازِ بادهمچو طفلِ نیمجان، افتاد در... شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه یک شعرقدیمی برای یک خاطره قدیمی 《یک شعر قدیمی،برای یک خاطره قدیمی🙂》از این پنجرهکه هر صبح،به چوبهها... شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه روح من کودک شو روح من،کودک شو،گریه کن برای عروسک بیدستت،لبخند بزن در آغوش نوری که نم... شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه گرگ ها #گرگ هااگر گرگها آدم بودند، دین میساختند از گرسنگی. به برهها موعظ... شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه تاوان تاوانِ واژههایِ بیریشه سهمِ گوشهاییست که هیچگاه زخمِ معنا را حس... ‹ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 ›
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه خواب های سنگین آمدهایماز خوابهای سنگین اساطیر،از کوچههای همهمهی تاریخ،با کولهبار...
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه خشم باد باد آمدو لادنِ بیپناه رااز دشتِ خاموش برید.شقایق گفت:علفها آبِ دشت ر...
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه پرواز ساز چه غوغاییست، پروازِ آن سارِ بیمار در اوجِ آسمانِ اندوه...گویی هنوز می...
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه ناکس می داند من نمی دانم #ناکس_میداند_من_نمیدانمیکروز ناگهان چمدانم را بستم، آری، غافل، بی...
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه جاودانه نیست 《جاودانه نیست》هیچچیز جاودانه نیستنه مرگ، نه عشقوقت رفتن استشالیها...
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه آتشی بی اجتهاد `گریهی گل بین که چون در باغ شد همرازِ بادهمچو طفلِ نیمجان، افتاد در...
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه یک شعرقدیمی برای یک خاطره قدیمی 《یک شعر قدیمی،برای یک خاطره قدیمی🙂》از این پنجرهکه هر صبح،به چوبهها...
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه روح من کودک شو روح من،کودک شو،گریه کن برای عروسک بیدستت،لبخند بزن در آغوش نوری که نم...
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه گرگ ها #گرگ هااگر گرگها آدم بودند، دین میساختند از گرسنگی. به برهها موعظ...
شاهرخ خیرخواه در ،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی ۳ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه تاوان تاوانِ واژههایِ بیریشه سهمِ گوشهاییست که هیچگاه زخمِ معنا را حس...