سایه روشن·۱ ماه پیشدور و برم را که نگاه میکنم غمی جانم را پر میکند...این روزها به شعر که فکر میکنم اولین چیزی که به ذهنم میرسه و به جانم میشینه این شعر از هوشنگ ابتهاج٬ شاعر محبوبمه:نمیدانم چه میخواهم بگویمزب…
green girlدرهبوط درد·۱ سال پیشهمش درد دلم بود اگه قصه میگفتم...درین سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پُر ملالِ ما پرنده پَر نمی زندیکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُندکسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زند…
حجت محبی·۱ سال پیشدیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست...ز چشمانت به جانم شعله جاریستهوای عاشقی در هر کناریستنسیم از زلف تو بویی نداردکه عطرش آیهای از روزگاریستبه باغ خندهات گل میدمد بازجهان بی…
حَنآ·۲ سال پیشدر باب فراقتصدقت دلتنگی که شاخ و دم ندارد. شب و روز نمیشناسد. بی هوا در ساعات غیر معمول یقه ام را میگیرد و بغض را در گلویم مهمان میکند.البته که من…
بخوانید و یاد بگیرید·۲ سال پیشامیر هوشنگ ابتهاج، شاعری نامدار با تخلص سایهامیر هوشنگ ابتهاج، شاعری نامدار و پژوهشگری برجسته، با تخلص سایه، در ششم اسفند سال ۱۳۰۶ در شهر رشت دیده به جهان گشود. او در طول زندگی پربار…
مارلیک·۲ سال پیشاحسان طبری، درخت پربار اندیشهنگاهی کوتاه به زندگی احسان طبری، تئوریسین و فیلسوف حزب توده ایران
Storyteller·۴ سال پیششانزدهخانه دل تنگ غروبی خفه بودمثل امروز که تنگ است دلمپدرم گفت چراغو شب از شب پر شدمن به خود گفتم یک روز گذشتمادرم آه کشیدزود بر خواهد گشتابری ه…