امین ظاهری amin zaheri·۶ روز پیشغرق شدن در خشکی ،خیانت بدناو از آن آدمهایی بود که حضورشان در هر جمعی، مثلِ حضورِ یک کتابِ بااهمیت در میانِ روزنامههایِ خیابانی بود؛ متین، باوقار و لبریز از معنا. ا…
سید حسام الدین نظام·۲ سال پیشمیان واگویه : " خاطرات عشق نویسی..."یادش بخیر، دوران دبیرستان! یکی از خندهدارترین و در عین حال شرمآورترین سلسله تجربیاتم مربوط به نوشتنه؛ زمانی که برای ملت نامههای احساسی و
نِفِرپیتو·۳ سال پیشدَردِسَر پارت دوجان- فکر کنم بدونم باید چیکار کنیم.یلنا و جنان با انتظار نگاهش کردند، جان با عجله نشست و گفت:- فِرِدریک هَندِرسون رو یادتونه؟جنان و یلنا سو…
Pary·۶ سال پیششروع داستان خوب یا شاید بد...باز کسی آمد و پس از سالها مرا ملکه ای کرد که بر هفت دریا ،هفت کوه و هفت شهر پادشاهی می کند. همیشه نوشتن و خوندن این جملات برام خنده دار بو…
saeedeh.ahmadzadeh·۷ سال پیشگوشی موبایل و دردسرهاش یه مدتی بود گوشیهای لمسی (اسمارت فون) دست کوچیک و بزرگ بود. اما من نداشتم. من بودم و یه گوشی نوکیای خیلی قدیمی که لای پنبه نگهش داشته بود…