میخک سفید·۱۳ روز پیشوداعتوهزاران سال استدر منزندگی میکنیزندگیهایی کههرگزمالکِ واقعیشاننبودمکهنهسواری کهتو رادر برقِ شمشیرش میبیندیا کارگریدر معابدِ باستانیکه…
Pluviophile·۱ ماه پیشستارهی موازی مندر آستانه ی وداعدر تالار سکوت جایی که واژهها مردهاند، من ایستادهام و تو. دور... بین ما نه کوه و نه دریا، که هراسِ قدم برداشتن حائل شده ا…
شهید امیرحسین حسنی اقتدار·۲ ماه پیشهٰذا فِراقُ بَیْنی وَ بَیْنِکَروزی که امیرحسین به شهادت رسید،چند ساعت پیش از آن با من تماس گرفت.او مردِ ادب و مراعات بود.از آنجایی که شرایط کاریام را میدانست، معمولاً…
علیرضا خدائی·۲ ماه پیشوداعاز غمِ تو در دلم طغیان برپا میشود از حرم تا خیمهها نامِ تو پیدا میشود تا که اسمِ آب بر لبها جاری میشود اشک از چشمانِ طفلانم سرازیر می…
حدیثبهلول·۲ ماه پیشآخرین وداع با نوازش آسمانسقوط آخرین برگ سبز آخرین باری که آسمان گریست، چند فصل پیش بود؟ خاطرهی نوازش خنک قطرات باران، تنها چیزی بود که این زردی خسته را در من زنده…
Elina Bagheri·۳ ماه پیشکهنه عشق منزیبای من… سلام بر تو، ای خاطرهای که هنوز در رگهای شب جاری است. سلام بر تو، ای کهنه عشق من، ای نامی که هنوز لبهایم از یادش میلرزن…
سودابه پوریوسف·۱ سال پیشوداعبگذار از وداع بگویم،وداعی که نه در کلمات میگنجد، نه در فهمِ خاکیان،وداعی که چون سایهای سرد، بر پیشانیِ عشق افتاد.کس نمیداند، اما بود و ن…