حسام·۵ روز پیشنقطه سر خطهر چی نوشته بودم پاک کردم، شاید بپرسید چرا؟شایدم نپرسید ولی به هر حال من حرفمو میزنم.در واقع مطمعن نیستم، یجورایی انگار یه کاری میکنی بعدش…
مهرداد قربانی·۸ روز پیشپایانی خوب، برای قصههای بدگاهی لازم نیست چیزی خراب شود تا تمام شود.لازم نیست حرفی زده شود، مرزی شکسته شود، یا چیزی بمیرد.گاهی فقط… ادامه ندادن، شکل کاملتری از فهمید…
آری·۲۵ روز پیشپایانِ ماتو برای همیشه برای من همان عقدهای باقی خواهی ماند؛ که نتوانستم به او برسم.میدانم که آرزوی وصال تو برای همیشه بر روی دلم سنگینی خواهد کرد.خ…
San7a·۱ ماه پیشینی چی که مرگ حقه..!همیشه اونطور که فکر میکنید نیست،مرگ همیشه درمان نیست!این اولین نوشته من است.شاید مطالب دیگری راجب مرگ و خدا و قتل و یا ایده های ذهنم و یا ه…
Siahkhan·۱ ماه پیشمهم !!!بزرگترین بدبختیِ آدمی این است که در برابر ستم، جراتِ طغیان را از دست بدهد. جانِ کلامِ زندگی اینجاست که طغیان بر ضد بیدادگری دوام یابد. لحظه…
رضا محمودی·۳ ماه پیشسهنقطه سرِ خط!اون رفته بود و حالا من موندم و سه تا نقطه… نقطههایی که صدا شون از هر کلمه و جملهای بلندتر بود!
sepideh mahzoon·۳ ماه پیشدر آستانهی ۳۸ سالگی، با خودم در تاریکیدر پایان ۳۸ سالگیام، مات و مبهوت ایستادهام. نه مسیر پیش رو را میشناسم، نه پایان راهی را که پشت سر گذاشتهام. تنها و غریب، در گوشهی خانه…
عسل صحاف قانع·۴ ماه پیشآخرین دیالوگمن مانند آخرين ديالوگ از فيلمي با پايان باز هستمو اما تو ...در ابتداي تيتراژ پاياني قرار گرفته اي با مضمون ( اين داستان ادامه دارد...)خيالِ…
ABNOOSدرصاحبان قلب های صورتی·۵ ماه پیشممنتو موری: ممنتو آموریس!به قول هوشنگ بادیهنشین: «یک زندگی و این همه غروب؟» بیا سروناز. بیا که زمانش فرا رسیده بود.