هانیه آصفی·۱۷ ساعت پیشاولین داستان کوتاهسرم چسبیده به آسمانهاست. از خود بیخودم امروز. از دیماه ۱۴۰۳ شروع کردم. نوشتن را میگویم. قبلا هم مینوشتم ولی نه جدی. اولین روز که میخوا…
سیما دهقانپور·۳ روز پیششرایط جنگی پامو به اینجا باز کردبیشتر از دو سال میشود که نه پایم را اینجا گذاشتهام و نه پستی منتشر کردهام. آمدنم به ویرگول پیشنهاد «شاهین کلانتری» در سالهای دور برگزاری…
حسام بصیرزاد·۲ ماه پیششد نهصد و نود و چهار روزهزاران بار در تصوراتم با تو دعوا کردم؛ وقتی ترافیک بود و کار بهتری برای انجام دادن نداشتم.
✨Hasti·۲ ماه پیشچجوری فیلم «دنیای شیرین دریا» منو عاشق نوشتن کرد🌱💗اگه بخوام بگم چرا و چطور و کی نوشتن توی وجود من جوونه زد و برای اولین بار قلم دست گرفتم تا توی دفترم بنویسم، باید شما رو ببرم به یه تابستون…
شیرین صفردیمان·۳ ماه پیشدنیای موازی روزهای برزخی مندر ماشین رو بستم. خودم رو جمع و جور کردم و به شیشهی ماشین خیره شدم. بدون هیچ فکری فقط بخار روی شیشه رو میدیدم اما به مرور آدمهای کنار خی…
مروارید·۳ ماه پیشگیاهخواری بدون آشپزیمیشه بدون آشپزی کردن گیاهخوار شم؟ من ترجیح دادم تجربه کنم تا اینکه سوالم رو بپرسم.
شیرین صفردیمان·۳ ماه پیشروایت یک روز از زندگیِ شیرینصبح با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم.از اونجایی که پکیجهای خونه درستوحسابی کار نمیکنن، خونهمون خیلی سرده و طبیعتاً از زیر پتوی گرم و نرم…
Who Are You When No One Is Looking·۴ ماه پیشتقویم روزانهی یک نویسندهی زنکه هم باید دنیا را نجات بدهد و هم یک صفحه نوشته تحویل خودش بدهد.
ali.heccam·۴ ماه پیشیکی دو نوشتهی جمعوجورآرشیو مغزم را که ورق میزنم، خاطراتی در آن کشف میشود که عمقِ گرد و خاکی که از آن بلند میشود، به بیش از ده سال میخورد. این را در هنگام گوش…