Fateme·۱۹ روز پیشما میتوانیم، قسمت پنجم:در رگهای تاریکیمانستر در میان کانالهای مخفی شهر، با حقیقتی غیرمنتظره و آشنا در قلب فاضلاب روبرو میشود.
م. مثل من | M. for Me·۲۰ روز پیشیکی از هزارانتصویر تولیدد شده توسط Nano Bana 2 (ورودی: کل متن داستان)چه کابوس عجیبی بود؛ پادشاه روی تختی از سنگِ سرد دراز کشیده بود، با زرهی کامل که سین…
«ضمیر»·۱ ماه پیشوقتی داستانها علیه سرکوب قیام میکننداین نوشته میکوشد نمودهای اعتراض اجتماعی و خشونت حکومتی را در ادبیات داستانی، با تمرکز بر نمونههایی از ادبیات ایران و جهان بررسی کند.
سایمان·۱ ماه پیشمعشوق من: کلاغ / اپیزود سهصد سال بود که اینکار را نکرده بودم. نه، صادقانه اقرار کنم، هرگز چنین خبط و خطایی مرتکب نشده بودم. منظورم عاشق شدن نیست. منظورم بیش از انداز…
میرا ادوس·۵ ماه پیشدیگر لازم نیست بدویدر یک شب سرد زمستانی، میان جادههایی که مه غلیظ پوشانده بود، با پاهایی زخمی و برهنه میدوید. نفسش در سینه حبس شده بود و اشکهای یخزده، گون…
م. مثل من | M. for Me·۶ ماه پیشکوه آرزوچند هزار سال پیش، مردی که نامش را در غبار پشت سرش جا گذاشته بود، و از سرزمینی میآمد که من اسمش را نمیدانم، با یک کولهی سفری کوچک و اسبی…
S.amirali·۹ ماه پیشتمام آن صد و چهل و چهار ساعت باقیماندهپست 99 - داستانک یا به قول فرنگی جماعت فلش فیکشن
S.amirali·۹ ماه پیشعمل قهرمانانه برداشتن تکهای از دستمال کاغذی استفاده شده با دو انگشت پا در نیمههای شبپست 98 - داستانک یا به قول فرنگی جماعت فلش فیکشن