حنانه سندگل·۱۱ ساعت پیشعیسای من (قسمت دوم)آفتاب لعنتی امانش را برده بود و با فحش های زیرزبانی از شدت این گرما راهش را به سمت کارواش جلو برد.کارواش دو کوچه با خانهاش فاصله داشت و نز…
حنانه سندگل·۱ روز پیشعیسای من( قسمت اول)آفتاب میتابید، ماشین نیسان قدیمی را کنار دیوار کارواش پارک کرده بود.و درسایهی درخت توت پنج ساله، شالی پهن کرده و تسبیح میگرداند.نگاهش به…
zahra eskandari·۴ ماه پیشپیرمرد و دریامن پیرمرد و دریای همینگوی را خیلی دوست دارم. چیزی در مبارزه پیرمرد و آن ماهی بزرگ هست که جذبم میکند. مبارزهای بین پیرمرد و ماهی بزرگ که د…
محمود واحدی·۵ ماه پیشپیرمرد (راز طول عمر)شاد و خندان پرسید با چشمهایی پر از اشتیاق شنیدن جواب، با آمادگی کامل برای به خاطر سپردن و با لذتی که جمله ها را مثل غذا دلچسب می کند. از پی…
راضیه بندگانی·۶ ماه پیشمرگ؛ آن که هست!هر بار که به هر شکلی با مرگ روبهرو میشوم، حالِ بهتری پیدا میکنم.اگر کتابی دربارهاش بخوانم، واقعهی مرگ کسی را بشنوم، یا حتی وقوعش را بر…
وکیل محسن هدائی منفرد·۷ ماه پیشتحلیل فیلم پیرپسر خانه ای که گورستان شد فیلم درخشان و تلخغلام مردی پنجاه ساله با موهای ژولیده و چشمانی خشمگین، در خانهای قدیمی و دوطبقه حکمرانی میکند. کنار او دو پسرش، علی و رضا، زندگی میکنند؛ مرد…
یاسین دینداری·۱ سال پیشعلیرضا دینداری سیرجاندر سال جدید، برایت روزهایی پر از لبخند، دلهایی سرشار از عشق و لحظاتی مملو از آرامش آرزو دارم… نوروز بر تو مبارک باد! 🌿💖 🤍🌻🪻🌷🌱در سال