رویا سادات حسنی·۲ ساعت پیشآخرین زمزمه های آذرخش | قسمت پنجمسکوتِ سنگینی بر میدان حکمفرما شد؛ سکوتی که نه از سر آرامش، بلکه از سرِ شوک بود...
زهره آهی·۱۷ ساعت پیشسفرنامه ب شمال ایران(گرگانروز اول:مشهد تا گرگانساعت ۵ صبح از خونه زدیم بیرون. هوا هنوز تاریک بود. از بلوار وکیلآباد زدیم بیرون و رسیدیم به جاده نیشابور. جاده دوطرفه…
مرضیه شمس·۱۷ ساعت پیشیک روز آب میشومشیرجه میزنم توی حوضچه آب سرد، بعد از جکوزی. بدنم بیحس میشود. سرما میرسد به قلبم و لبخند به لبانم. چشمانم بسته است. ثانیهها در لحظاتی ا…
آبی·۱۹ ساعت پیشمیدونم باید شروع کنم ولیبی توجه به صدای تلفن اش از چاله بیرون آمد و به بیرون گاراژ رفت.به دستانش نگاه کرد، دستانش را هم تار میدیدروغن دستانش را به پیراهنش مالید و…
س-س·۱ روز پیشملکه ی درد و زمانپنهان می شود و روی هر دیواری سایه خود را می اندازند. گم شده، از خانه اش کیلو متر ها دور است، از خط امنیت رد شده . حالا دیگر کسی جلودارش نیس…
رویا سادات حسنی·۱ روز پیشآخرین زمزمه های آذرخش | قسمت چهارمنورِ آبی که از میان ترکهای زمین میتابید، ناگهان شدت گرفت و مثل رگهایی زنده در سراسر میدان دوید...
ملیحه اسماعیلی·۲ روز پیشمقایسه ی دو کالای دیجیتالپنکه ، کولرپنکه یا کولر ؟کدام وسیله برای خنک کردن خانهی شما به صرفه تر است ؟با شروع فصل گرما یکی از سوالات رایج این است که پنکه بخریم یا ک…
روح الله طالبی (توتی)·۲ روز پیششمایل عقلانیت در سیاست؛ برای علی لاریجانی که دوستش داشتیم...انتهای خیابان دبیرستان ما، یک خانهی خیلی بزرگ ویلایی بود با درختهای بلند. میگفتند خانهی مادر لاریجانیهاست و یکی از بچهها میگفت خودش…