Marjaneh Rabdoost Motlagh·۳ روز پیشاراده و تقدیربه عذاب عادت میکنی شکنجه را میپذیری و فکر میکنی تا ابد همین است.تنها چاره آت؛پذبرش است.فلک؛گاهی چنان دست و پایت را از تو میگیرد که بی اراد…
Marjaneh Rabdoost Motlagh·۵ روز پیشچشم ها را باید شست؟چند سال قبل در اینستاگرام این جمله شوپنهاور را به اشتراک گذاشتم:زندگی مانند آونگی در حرکت میان رنج و ملال است.یک آقای طبیعت گرد که منو دنبا…
Marjaneh Rabdoost Motlagh·۴ ماه پیشدرد دل نیمه شبروزی دختربچه پانزده شانزده ساله ای؛در موتور جستجو گر گوگل؛به دنبال پرفیوم های خوشبو و مناسب یک دوشیزه جوان؛میگشت.لالیک امور بلک اپیوم و ...…
Marjaneh Rabdoost Motlagh·۵ ماه پیشرنج و گنجپنج شش ساله که بودم؛بزرگترین رویایم؛تنهایی سینما رفتن بود.توی اون محیط تاریک؛روی صندلی های سینما که از جسم کوچک من؛سنگین تر بودند مینشستم…
Marjaneh Rabdoost Motlagh·۵ ماه پیشبدون عنوانداستایوفسکی در یکی از رمان هایش به نقل از یکی از شخصیت ها میگوید:من از آنچه مهم نبود دست کشیدم و حالم خوب شد.شاید منظور داستایوفسکی از غیر…
Marjaneh Rabdoost Motlagh·۵ ماه پیشروزانه نویسی جمعه بیست و یک آذردیروز؛هوا خوب بود.صبح جمعه ای که به روزهای غیر تعطیل شبیه بود.حتی تابلوی دانشگاه خوارزمی در ایستگاه دروازه دولت مترو منو وسوسه کرد که در کا…
Marjaneh Rabdoost Motlagh·۶ ماه پیشوقتی که من مینویسم ...وقتی که من مینویسم؛بوران و آتش به هم می آمیزند.در مصاف با هم از قلب و مغزم روی کاغذ؛می ریزند؛با هم به نزاع می پردازند.گاهی آشتی کنان و صلح…
Marjaneh Rabdoost Motlagh·۶ ماه پیشقصه عینکمامروز؛سری به دبیرستان محل تحصیلم زدم.از خودم پرسیدم الان بهتره یا چهارده پانزده سال قبل که تازه آمده بودی اینجا؟امیدم به آینده بیشتر از الا…
Marjaneh Rabdoost Motlagh·۷ ماه پیشآرزوی کودکی مرجانهامشب به سرم زد عکسمو به هوش مصنوعی بدم تا لنز یشمی رو چشمام بزاره.نتیجه طبیعی و زیبا شده بود.اما راستش رو بخواهی دیگه برام فرقی نداره چشم ه…
Marjaneh Rabdoost Motlagh·۷ ماه پیشغم ابادکه نمیخواهم قبل زندگی کردن؛بمیرم.از مرگ نمیترسم.شاید برایت عجیب باشد از جوانمرگ شدن هم نمیترسم اما وحشت عمیقی از واپس روی و رکود دارم.میت…