پستهای مرتبط با نویسندگی تعداد کل پستها: ۲۴ سایر پستها با این تگ در ویرگول Nznin jafarkhah در خودکار آبی ۱۱ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه دخترانِ شهر چقدر خوشبختاند! مادر انگشتِ سبابهاش را میمکد، احتمالاً دوباره سوزنِ گلدوزی رفته باشد... Nznin jafarkhah در خودکار آبی ۱ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه شجاع بِنامیدَش! دل توی دلش نبود برگهی ترخیص را بزنند زیر بغلش و بگویند مرخصی! Nznin jafarkhah در خودکار آبی ۱ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه حالا بوی شب میداد! «غم» همزمان با او چشم وا کرد، خمیازهای کشید و صبح را بخیر گفت! Nznin jafarkhah در خودکار آبی ۱ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه ما چهار نفریم! من، پاییز، تنهایی و دلتنگی! الهام تربت اصفهانی در خودکار آبی ۱ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه رویای تبت وسط خواندن رمان «رویای تبت» از فریبا وفی هستیم، محسن میخواند و من گ... برای ما در خودکار آبی ۱ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه آدمای خوب : کاش می دونست که گاهی وقتا آدم خوب هم اشتباه میکنه.حرف اشتباهی میزنه .... ali.heccam در خودکار آبی ۱ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه ایدهآل معقول..؛) حال من ماندهام و یک دنیا ایدهآل که اگر نباشد معلوم نیست تکلیفشان چیس... Sky در خودکار آبی ۳ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه برای چشمهای عسلی مادرم نگاهت شعر شد و در چشمم باریدن گرفت... ali.heccam در خودکار آبی ۳ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه لطفاً لطفا.. ali.heccam در خودکار آبی ۳ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه پایانِ باز هوا سرد بود و هرچقدر هم که شیشهها را بالا داده بود... ‹ 1 2 3 ›
Nznin jafarkhah در خودکار آبی ۱۱ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه دخترانِ شهر چقدر خوشبختاند! مادر انگشتِ سبابهاش را میمکد، احتمالاً دوباره سوزنِ گلدوزی رفته باشد...
Nznin jafarkhah در خودکار آبی ۱ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه شجاع بِنامیدَش! دل توی دلش نبود برگهی ترخیص را بزنند زیر بغلش و بگویند مرخصی!
Nznin jafarkhah در خودکار آبی ۱ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه حالا بوی شب میداد! «غم» همزمان با او چشم وا کرد، خمیازهای کشید و صبح را بخیر گفت!
الهام تربت اصفهانی در خودکار آبی ۱ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه رویای تبت وسط خواندن رمان «رویای تبت» از فریبا وفی هستیم، محسن میخواند و من گ...
برای ما در خودکار آبی ۱ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه آدمای خوب : کاش می دونست که گاهی وقتا آدم خوب هم اشتباه میکنه.حرف اشتباهی میزنه ....
ali.heccam در خودکار آبی ۱ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه ایدهآل معقول..؛) حال من ماندهام و یک دنیا ایدهآل که اگر نباشد معلوم نیست تکلیفشان چیس...
Sky در خودکار آبی ۳ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه برای چشمهای عسلی مادرم نگاهت شعر شد و در چشمم باریدن گرفت...
ali.heccam در خودکار آبی ۳ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه پایانِ باز هوا سرد بود و هرچقدر هم که شیشهها را بالا داده بود...