Yosra_ Eastern lady·۱۳ ساعت پیشبافتنِ نور✨🌞بیا و مرا اینجا ببراز این زندانِ بیمیله بَربیا و مرا در آغوش گیردَمی سایِرین را فراموش گیربیا و کمی بَر خودِ ما نِگَرمرا طاقتی نمانده دِگَ…
شیما نصیری·۱۳ ساعت پیشاز سنگ تا هوش مصنوعیچند روز پیش، در یکی از جلسات نویسندگی، یکی از شرکتکنندگان از استاد پرسید: «فکر نمیکنید هوش مصنوعی نویسندگی را از بین ببرد؟»پیش از آنکه اس…
جاروبرقی·۱۷ ساعت پیش#مرثیهای برای یک میلِ کشنده: بازخوانی تراژدی جوزف مریک** بیداریِ قاتل**بیایید با مرگ جوزف شروع کنیم. میگویند او به دلیل سنگینیِ سرش، هنگامی که سعی داشت مانند یک انسان عادی بخوابد، مُرد. اما نه…
M A H Y A·۱۷ ساعت پیشمن عاشق هنرم... 🎨 🎻 ✍️♥️ اگر نقاشی نبود؛ اگر موسیقی نبود؛ اگر نوشتن نبود؛ انسان چطور میتونست احساساتشو بیان کنه؟🩵 به سمت هنر بروید نه لزوما به عنوان شغل و با ه…
پروین داننده·۱۸ ساعت پیشهمه چیز عادی به نظر میآمد.همه چیز عادی به نظر میآمد.صدای جمعیت که در گروههای دو یا چند نفره گرم صحبت بودند ، همهمهای نامفهوم ایجاد کرده بود.او با ظاهری مرتب ، رو…
جاروبرقی·۱۹ ساعت پیشخلاصه ای از فیلم مرد فیلنمااین خلاصه از این جهت گذاشتم که در متن بعدی قصد تحلیل و تفسیری از زندگی جان مریک دارم.**خلاصه داستان «مرد فیلنما»:**لندن، اواخر قرن نوزدهم.…
سایه·۲۰ ساعت پیشدستِ پُراولین قدم در “تکههای پراکنده زندگی”: داستانی که در آن، گذشته فراموش نمیشود.
مهدی مهدی زاده / قوے سیاه·۲۱ ساعت پیشمارپیچ پول« پارت4»در حال خوردن صبحانه بودم که دنیل به من زنگ زد.گفت که بیا با همدیگه به مزایده بریم.قبول کردم.
آهوی خیال🌱·۱ روز پیشچالش 30 روز نويسندگیسی روز، سی متن، روز پنجمموضوع: انتظارصبح آن روز، مانند همهٔ صبحهایی که در ایستگاه اتوبوس منتظر مینشستم تا به محل کارم بروم، او را دیدم. پ…