𝐿𝒾𝒶𝓃·۴ ساعت پیشانهدام در مختصاتِمن نور نیستم...ادعای روشنایی در جهانی که سقفش از سُربِ لایهلایه بنا شده، شوخیِ وقاحتباری است که من هرگز جرئتِ تکرار آن را نداشتهام.من آن…
سالار چایچی·۱۰ ساعت پیشریسکها، خوابها و کمی پاشیدگییک - امروز فیلترنت وصل شد. من ۴ ماه قبل پیشبینی کرده بودم که هیچوقت وصل نمیشه مگر اینکه عقلی در اینجا جوونه بزنه یا کسبوکارها فشار بیارن…
Dast Andaz·۱۹ ساعت پیشچرا برخی از یادداشتها علیه خودشان طغیان میکنند؟!یکی از تجربههای نویسندگی که بنده خود شاهدش یودم این است که گاهی شما یک یادداشت مینویسید و اتفاقاتی میافتد که آن یادداشت علیه خودش طغیان…
مهدی مهدی زاده·۱ روز پیشتاوان «پارت1»قبل از این که شروع به خوندن کنید بگم که قسمت های بعدی این داستان با فاصله زمانی منتشر میشه چون تازه شروع به نوشتنش کردم نکته دوم اینکه نما…
Fateme·۱ روز پیشعادات عجیب نویسندگان بزرگ؛ از کاغذهای رنگی تا قرنطینهی اجباری با یک بطری جوهر!با عادات عجیب نویسندگان بزرگ آشنا شوید✨؛ سفری به دنیای خلاقیت و معرفی فصلهای جدید داستان «ما میتوانیم». حمایت شما باعث دلگرمی من است.❤️
شاهرخ خیرخواهدر،نویسنده رمان مقاله ،وآرایه های ادبی·۱ روز پیشفرصتی برای..کبوتر به آسمان گفت:چقدر خوب که عاشقم شدیاما من فرصت میخواهم،فرصتی برای عاشق شدن.آسمان قلبش کبود شدآهکشیدو شروع کرد به با…
الناز زاهدی مقدم·۱ روز پیشزن بودن،راز بی نام افرینشمن زنم…نه به تعریفِ واژهها،نه به آنچه تاریخ گفت…منسکوتِ قبلِ طوفانم،
منصور سجاد·۱ روز پیشلذت «بعدش چه میشود؟» یا «این چه معنایی دارد؟»مقایسهی کاربردی دو مدل داستاننویسی با «گردنبند» موپاسان و «مرد چاق و مرد لاغر» چخوفوقتی داستان میخوانیم، همیشه دنبال یک چیز واحد نیستیم.…
𝐿𝒾𝒶𝓃·۱ روز پیشکالبدِ بیخداهوا نه از مه، که از غلظتِ بخارِ خون و استخوانِ سوخته، سنگین بود.آسمان، همچون زخمِ کهنهای دهان گشوده بود تا بر سرِ جهانی که دیگر معنایی ندا…
فاطمه حیدری (رضوان)·۱ روز پیشکاریکلماتورهای خیاطخیاطِ بیاطلاع مار در آستین پرورش داد.خیاط با سوزن زدن به خود دست از عیبجویی برداشت.در دکانِ خیاطی جای سوزن انداختن نبود.خیاط برای افرادِ…