زهره نایبیدردنیای تخیلات من·۴ روز پیشپیمان آینه|فصل۲|قسمت۲آینه نُوآ را به دنیای لیا پیوند زد؛ دنیایی که با غبار پنهانکاری و جرقههای 'رویا' نفس میکشید...
زهره نایبیدردنیای تخیلات من·۱۱ روز پیشپیمان آینه|فصل۲|قسمت۱لیا کتابی مرموز را از دل تاریکی بایگانی مییابد. این کشف، سرآغاز «دههی نظاره» و جستجوییست طولانی برای حل دو راز درهمتنیده: راز کتاب و آین…
Arezoo·۱۲ روز پیشمن همونماگه یه روز میون این همه روزمرگی یادت افتاد مکث کنی، برگرد و غبار رو از تنم پاک کن...
زهره نایبیدردنیای تخیلات من·۱۴ روز پیشپیمان آینه|فصل۱|قسمت۴ترس اولیه به کنجکاوی میرسد. و حالا نُوآ آینه را پنجرهای به زندگی غریبهای میبیند. اما این تماشا چقدر پایدار میماند؟
آقای شاید ...!·۱۶ روز پیشآتشبسِ یکطرفه!تنها کسی که تهِ بازی برایت میماند، همین تصویرِ خستهیِ تویِ آینه است.
Maryam Shaker·۱ ماه پیششهرِ هفت آینهدر سرزمینی دور، شهری بود به نام آیینَهزار؛ شهری که در مرکز آن تالاری قرار داشت با هفت آینهی بزرگ. میگفتند هر آینه یکی از ضعفهای پنهان ا…
آرزوحیدری·۲ ماه پیشآینهآینه سالها بود بر دیوار اتاق جا خوش کرده بود؛بیهیچ تغییری،بیهیچ حرفی.اما آن صبح،وقتی زن روبهرویش ایستاد،آینه برای اولینبار احساس کرد ب…
Raz🌷·۲ ماه پیشآینهدر آینه به خودم نگاه کردم و کسی که انتظارش را داشتم در آنجا نبود.تصویر مقابل جوانیاش را پشت سر گذاشته بود و آنچه در ذهنم بود، جوان به نظر…