Mahnor·۵ روز پیشاگر آن را دنبال نمی کردم(1)...مثل هر آخر هفته این دفعه با خانواده برنامه ریزی کردیم که به طبیعت برویم برای تفریح غافل از آنکه...از بعد از ظهر روز پنجشنبه با ماشین هایمان…
Marsh swan 🌄·۵ روز پیشبازی با کلمات ؛ کدو قلقله زن ۱ درود و سلامتی به دوستااای ویرگووولی .... اومدیم با یه قصه ی کُهَنِ ایرانی .آآقا اینی که میگی همون کُهنِه هَس که قدیمی و لِهههِ ؛ باهاش یه…
رویا سادات حسنی·۷ روز پیشجنگ گل سرخ | قسمت ششمصبحها همچنان میآمدند، حتی اگر شب قبلش تا نزدیکهای سحر بیدار مانده بود. نور از لای پرده رد میشد و روی دیوار میافتاد؛ همان دیوار همیشگی،…
Zeinab Ardestani·۱۰ روز پیشخلأصبح روز جدید.بلند میشوم.بوی پوشال.رنگ.انرژی.در اتاق را باز میکنم.عکس دستهایت روی دیوار نشیمن.عقبعقب میآیم.لباسها را میکنم.پیراهن خنک…
رویا سادات حسنی·۱۰ روز پیشجنگ گل سرخ | قسمت سومرویا دفتر را باز کرده بود، هنوز نمیخواست بپذیرد ترس دارد. با خودش گفت چرا باید بترسد؟ صداها که همه از دور میآمدند؛ آنقدر دور که انگار به…