Hedika·۴ روز پیشدرس های من از ۲۵ سالگی ( شاید کل عمرم)سلام ، امروز آخرین روز ۲۵ سالگی منه، تجربیات من از ربع قرن زندگی .
Parmis·۶ روز پیشاین تقویم دور برگردان ندارد؟یکبار دیگر با دقت نگاهش میکنم و انگشتهای دستم را میآورم بالا. پنجتا، پنجتا میشمارم تا به آن عدد کذایی برسم. بیست و یک!
میم.سین·۷ روز پیشپیری یعنی ...پیری یعنی همین دیگر. یعنی کسی را نداشته باشی که تو را بشنود. یعنی فقدان حضور همصحبت و همنشینی که دل آدمی را همچون برف در خودش آب میکند.
BuBo·۱۷ روز پیششبنمِـ شبانهـی ذهنمـدارم به سکوتــ میرسمــ...، برهه اے از زندگے، نه پیرے ست و نه جوانــے، فکر ست و فکر، به هر چے، مرگ، زندگے، درد، درمان، درمان ، درمان، و کجــ…
حسام بصیرزاد·۳ ماه پیشپیر شدن <واقعا> ترسناکه؟بچهتر که بودم فکر میکردم بزرگ که بشم دنیا قشنگتر میشه. راستش الان هم منتظرم پیر بشم.
رهام سلطانی·۳ ماه پیشپیری دری وری گویحس میکنم پیرمردی کهن سال در من خفته است و گاهی احساس پیری چون خطی روشن بر روی ذهنم مرا میآزارد. آزردنم از این بابت است که پیری من فقط جسمی…
میترا عقبائی·۴ ماه پیشهمدیگر را پیر نڪنیم ...باور ڪنید تڪ تڪ آدمها زخمے اند.هرڪس درد خودش را دارددغدغه و مشغله خودش را دارد.باور ڪنید ذهنها خستہ اند،قلبها زخمے اند، زبانها بستہ اند.…
sepideh mahzoon·۶ ماه پیشکودکِ پیر زمانخمیده راه میروم، به قلبم که مینگرم، خونِ رگهایم حباب میشود. زبانم لال میشود، از آنچه که بر دل ماند و بر زبانم نیامده، فنا میشود.…